word - لغت

asterisking || ستاره دار

part of speech - بخش گفتار

verb || فعل

spell - تلفظ

ˈæs.tər.ɪsk

UK :

ˈæs.tɚ.ɪsk

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [asterisking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [asterisking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [asterisking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [asterisking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [asterisking] در گوگل

description - توضیح

  • present participle of asterisk


    فاعل فاعل ازستاره

  • to write an asterisk next to something.


    ستاره نوشتن در کنار چیزی

example - مثال

synonyms - مترادف

  • identifying


    شناسایی

  • indicating


    نشان می دهد

  • labellingUK


    برچسب زدن انگلستان

  • labelingUS


    برچسب زدن ایالات متحده

  • marking


    علامت گذاری

  • specifying


    مشخص کردن

  • starring


    ستاره دار

antonyms - متضاد