bareback

base info - اطلاعات اولیه

bareback - برهنه

adjective, adverb - صفت، قید

/ˈberbæk/

UK :

/ˈbeəbæk/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [bareback] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • a bareback rider


    یک سوار برهنه

  • riding bareback


    برهنه سواری

  • Is it difficult riding bareback?


    آیا برهنه سواری سخت است؟

synonyms - مترادف
  • acrobatic


    آکروباتیک

  • circus


    سیرک

  • circus-style


    به سبک سیرک

  • saddleless


    بی زین

  • stunt


    شیرین کاری

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

backfiring

لغت پیشنهادی

bombardier

لغت پیشنهادی

abjectly