bareheaded

base info - اطلاعات اولیه

bareheaded - سر برهنه

adjective, adverb - صفت، قید

/ˌberˈhedɪd/

UK :

/ˌbeəˈhedɪd/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [bareheaded] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • Some of the men wore hats, and some were bareheaded.


    برخی از مردان کلاه بر سر داشتند و برخی سر برهنه بودند.

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

atavistic

لغت پیشنهادی

besting

لغت پیشنهادی

batsman