beggaring
base info - اطلاعات اولیه
beggaring - گدایی
N/A - N/A
ˈbeɡ.ɚ
UK :
ˈbeɡ.ər
US :
family - خانواده
google image
example
-
مثال
synonyms
-
مترادف
bankrupting
ورشکستگی
impoverishing
فقیر کردن
breaking
شکستن
pauperizing
خراب کردن
ruining
فلج کننده
crippling
پاک کردن
wiping out
کاهش به فقر
reducing to destitution
ورشکست شدن
reducing to penury
فقیر ساختن
making bankrupt
کاهش فقر
making poor
کسی را به زانو درآوردن
making destitute
تمیز کردن
به ویرانی کردن
بی پول کردن
cleaning out
تخلیه
making insolvent
متلاشی کردن
bringing to ruin
باعث ورشکستگی شود
making penniless
خونریزی خشک
draining
در حال انحلال
busting
پاکسازی
طاقت فرسا
bleeding dry
غارت
liquidating
تهی شدن
clearing out
مخدوش کردن
exhausting
پشمالو
pillaging
فلج شدن از نظر مالی
depleting
تقلیل به گدایی
disfiguring
fleecing
crippling financially
reducing to beggary
antonyms
-
متضاد