denominated

base info - اطلاعات اولیه

denominated - نامگذاری شده است

N/A - N/A

N/A

UK :

dɪˈnɒmɪneɪtɪd

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [denominated] در گوگل
description - توضیح
  • officially measured or set according to the value of a particular currency


    رسماً با توجه به ارزش یک ارز خاص اندازه گیری یا تنظیم می شود

  • used to describe shares, bonds, etc. that are in a particular currency


    برای توصیف سهام، اوراق قرضه و غیره که در یک ارز خاص هستند استفاده می شود

example - مثال
  • Investors would hold sterling-denominated shares in the merged company.


    سرمایه گذاران در شرکت ادغام شده سهامی به ارزش استرلینگ دارند.

synonyms - مترادف
  • made


    ساخته شده است

  • appointed


    منصوب

  • designated


    تعیین شده است

  • assigned


    اختصاص داده

  • elected


    انتخاب شده است

  • named


    تحت عنوان

  • nominated


    نامزد شد

  • ordained


    منصوب شد

  • delegated


    تفویض شده است

  • selected


    انتخاب شد

  • chose


    انتخاب کرد

  • decreed


    حکم کرد

  • entitled


    ایجاد

  • established


    تعمید گرفته است

  • christened


    تشکیل شده است

  • constituted


    به کار گرفته شده

  • employed


    نام نویسی کرد

  • enlisted


    ثبت نام کرد

  • enrolled


    نصب شده است

  • installed


    با برچسب ایالات متحده

  • labeledUS


    با برچسب انگلستان

  • labelledUK


    قرار داده شده

  • picked


    ارائه شده است

  • placed


    عنوان شده است

  • proffered


    نامزد شده

  • titled


    استخدام کرد

  • engaged


    القاء شده است

  • hired


    ارسال شده

  • inducted


    استخدام شد

  • posted


  • recruited


antonyms - متضاد
  • nameless


    بی نام

  • unnamed


    ناشناخته


  • نامزد کردن

  • innominate


    بدون عنوان

  • untitled


    ناشناس

  • anonymous


    نام مستعار

  • unidentified


    اسرار امیز

  • pseudonymous


    بدون برچسب

  • incognito


    بی چهره

  • mysterious


    تعیین نشده

  • unlabelled


    تایید نشده

  • faceless


    نامشخص

  • undesignated


    بدون نام

  • unacknowledged


    سایه دار

  • unspecified


    ناشناس ایالات متحده

  • no-name


    ناشناخته انگلستان

  • shadowy


  • untagged


  • unrecognizedUS


  • unrecognisedUK


لغت پیشنهادی

knotty

لغت پیشنهادی

nightclubs

لغت پیشنهادی

depends