bungler

base info - اطلاعات اولیه

bungler - سارق

noun - اسم

/ˈbʌŋɡlər/

UK :

/ˈbʌŋɡlə(r)/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [bungler] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • He's an incompetent bungler.


    او یک سارق بی کفایت است.

  • She depicted her fellow investigators as bunglers.


    او همکاران بازرس خود را به صورت حشره‌کش تصویر می‌کرد.

synonyms - مترادف
  • blunderer


    خطاکار

  • botcher


    مزاحم

  • bumbler


    باملر

  • butterfingers


    انگشت های پروانه

  • fumbler


    بازیگوش

  • incompetent


    بی عرضه

  • blunderbuss


    اتوبوس اشتباه

  • bodger


    بزدل

  • butcher


    قصاب

  • duffer


    دافر

  • klutz


    کلوتز

  • muddler


    مات

  • mutt


    پرات

  • prat


    خراب کردن

  • screwup


    اسپاد

  • spud


    آدل مغز

  • addlebrain


    آماتور

  • amateur


    بلوک

  • blockhead


    سر استخوان

  • bonehead


    کلوخ

  • clod


    دلقک

  • clown


    dolt

  • dolt


    خر

  • donkey


    قلع و قمع کردن

  • dunce


    مغز پر

  • featherbrain


    احمق

  • fool


    گوفبال

  • goofball


    سرگرد

  • jackleg


    چوب

  • lubber


    لوردان

  • lurdan


antonyms - متضاد

  • مغز


  • کارشناس

  • genius


    نابغه


  • موفقیت


  • قدرت

  • adept


    ماهر

  • virtuoso


    دارای ذوق هنری


  • استاد


  • متخصص

  • maestro


    آس

  • ace


    جادوگر

  • wizard


    حرفه ای


  • خبره

  • connoisseur


    گاومیش

  • pro


    داغ

  • pundit


    گورو

  • buff


    ویز

  • hotshot


    cognoscente

  • guru


    دواین

  • whizz


    مسلط

  • cognoscente


    اوراکل

  • doyen


    ماون

  • proficient


    خرخون

  • oracle


    توان

  • maven


    کرکرجک

  • geek


    علاقه مند

  • whiz


    دانشمند

  • exponent


  • crackerjack


  • aficionado


  • savant


لغت پیشنهادی

reentering

لغت پیشنهادی

underwater

لغت پیشنهادی

conventional