annexing

base info - اطلاعات اولیه

annexing - ضمیمه کردن

N/A - N/A

ænˈeks

UK :

ænˈeks

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [annexing] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • The UK annexed this small island west of Scotland in 1955.


    بریتانیا این جزیره کوچک را در غرب اسکاتلند در سال 1955 ضمیمه کرد.

synonyms - مترادف
  • joining


    پیوستن

  • appending


    الحاقی

  • connecting


    برقراری ارتباط

  • linking


    ربط دادن

  • adding


    اضافه كردن

  • fastening


    بست

  • affixing


    چسباندن

  • uniting


    متحد کردن

  • subjoining


    مجاور

  • adjoining


    زدن

  • tacking


    برچسب زدن

  • tagging


    تداعی کردن

  • associating


    زدن در

  • tacking on


    دست زدن به

  • hitching on


    وصل کردن

  • hooking up


    برچسب زدن در

  • tagging on


    سیلی زدن

  • slapping on


    قلاب کردن

  • hooking on


    به هم زدن

  • hitching up


    بر عهده گرفتن

  • taking on


    تثبیت

  • fixing


    جفت

  • coupling


    الزام آور

  • binding


    چسبیده

  • sticking


    ایمن سازی

  • securing


    پرچین

  • rivetting


    اضافه کردن

  • riveting


    پیوند

  • adding on


    گره زدن

  • bonding


  • tying


antonyms - متضاد
  • withdrawal


    برداشت از حساب

  • obedience


    اطاعت

  • retreat


    عقب نشینی

  • surrender


    تسلیم شدن

لغت پیشنهادی

opinionated

لغت پیشنهادی

pars

لغت پیشنهادی

generic