anachronistically

base info - اطلاعات اولیه

anachronistically - به صورت نابهنگام

N/A - N/A

əˌnæk.rəˈnɪs.tɪ.kəl.i

UK :

əˌnæk.rəˈnɪs.tɪ.kəl.i

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [anachronistically] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • We still anachronistically, expect humans to be running our phone system.


    ما هنوز هم به طور غیرقابل پیش بینی انتظار داریم که انسان ها سیستم تلفن ما را اجرا کنند.

  • He spoke with an anachronistically upper-class accent.


    او با لهجه ای نابهنگام از طبقه بالا صحبت می کرد.

synonyms - مترادف
  • antiquatedly


    قدیمی

  • archaically


    باستانی

  • datedly


    تاریخ دار

  • obsolescently


    منسوخ شده

  • obsoletely


    از مد افتاده

  • oldly


    به طور نابهنگام

  • old-fashionedly


    به طور سنتی

  • outdatedly


    ماقبل تاریخ

  • outmodedly


    خزه ای

  • anachronously


    در قرون وسطی ایالات متحده

  • traditionally


    دوران باستان

  • prehistorically


    متوسط ​​بریتانیا

  • mossily


    عتیقه

  • medievallyUS


    زنگ زده

  • anciently


    moldilyUK

  • mediaevallyUK


    moldilyUS

  • antiquely


    به طرز عجیبی

  • rustily


    به طرز ناخوشایندی

  • mouldilyUK


    با صدای جیر جیر

  • moldilyUS


    در حال مرگ

  • quaintly


    غیر مد شده

  • clunkily


    به طرز معجزه آسایی

  • creakily


    مرگبار

  • moribundly


    به صورت بدوی

  • unfashionably


    به طرز فحاشی

  • mustily


    فئودالی

  • deadly


    سالخورده

  • primitively


  • fustily


  • feudally


  • agedly


antonyms - متضاد
  • contemporarily


    معاصر

لغت پیشنهادی

blacklisted

لغت پیشنهادی

fad

لغت پیشنهادی

category