alleviated
alleviated - تسکین یافته است
N/A - N/A
UK :
US :
helped
کمک کرد
treated
تحت درمان
nursed
پرستاری کرد
attended
حضور داشتند
cured
درمان شد
healed
شفا یافت
palliated
تسکین یافته
relieved
راحت شد
soothed
آرام کرد
succoredUS
ایالات متحده را حمایت کرد
allayed
برطرف کرد
doctored
دکتر شده
mollified
نرم شده
nourished
تغذیه کرد
remedied
رفع شد
assuaged
آرام شده است
attenuated
ضعیف شده
lessened
کاهش یافته است
made better
بهتر شد
balmed
مومیایی شده
succouredUK
انگلستان را حمایت کرد
rehabilitated
بازسازی شده است
eased
تسهیل شد
reduced
کاهش
softened
نرم شد
moderated
تعدیل شد
diminished
کاسته
mitigated
مات شده
dulled
کند شده
blunted
سرکوب شد
quelled
afflicted
مصیبت زده
aggravated
تشدید شد
acerbated
تشدید شده است
exacerbated
تحریک شده
irritated
پریشان
distressed
افزایش یافته است
heightened
ناراحت
intensified
مریض شد
upset
افزوده شده است
ailed
بدتر شد
augmented
مسموم شده
made worse
تیز
poisoned
شتاب گرفت
sharpened
برجسته شده
accelerated
درد گرفت
accentuated
خونریزی در انگلستان
ached
خونریزی ایالات متحده
haemorrhagedUK
بزرگ شده
hemorrhagedUS
چند برابر
magnified
حالت تهوع
multiplied
سریع شد
nauseated
مریض
quickened
خفه شده
sickened
آلوده
asphyxiated
infested
