ballsy

base info - اطلاعات اولیه

ballsy - گلوله دار

adjective - صفت

/ˈbɔːlzi/

UK :

/ˈbɔːlzi/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [ballsy] در گوگل
description - توضیح
  • brave and determined, and not afraid of other people’s disapproval


    شجاع و مصمم و از عدم تایید دیگران نمی ترسد

  • brave and determined


    شجاع و مصمم

example - مثال
  • She is one ballsy lady!


    او یک بانوی باکلاس است!

  • She's one ballsy lady!


    او یک بانوی بالگرد است!

synonyms - مترادف
  • audacious


    جسور

  • daring


    شجاعانه

  • bold


    پررنگ

  • brave


    شجاع

  • courageous


    پرماجرا

  • adventurous


    بی باک

  • fearless


    سرانداز

  • intrepid


    قهرمانانه

  • gutsy


    دلیر

  • valiant


    مبتکرانه

  • venturesome


    باهوش

  • dauntless


    بی پروا

  • valorous


    عصبی

  • heroic


    ماجراجویی

  • plucky


    کهیر

  • enterprising


    نجیب

  • daredevil


    دلخراش

  • dashing


    تزلزل ناپذیر

  • reckless


    بداخلاق

  • undaunted


    احمقانه

  • nervy


    بدون ترس

  • adventuresome


    مقاوم

  • venturous


  • rash


  • spirited


  • mettlesome


  • unflinching


  • spunky


  • foolhardy


  • unafraid


  • hardy


antonyms - متضاد

  • مراقب باشید

  • cautious


    محتاط

  • guarded


    محافظت می شود

  • prudent


    محتاط، معقول

  • timid


    ترسو

  • unadventurous


    غیر ماجراجویانه

  • unenterprising


    غیر سازمانی

  • circumspect


    محتاطانه

  • heedful


    مراقب


  • بی خطر

  • wary


    بزدل

  • cowardly


    وحشت زده

  • frightened


    می ترسد


  • ترسناک

  • fearful


    ملایم

  • gentle


    فروتن

  • humble


    خفیف

  • mild


    پوسیلان


  • رزرو شده است

  • pusillanimous


    ضعیف

  • reserved


    تسلیم شدن


  • مشتاق

  • yielding


    ترسیده

  • anxious


    ناراحت کننده


  • هشدار داد

  • fretful


    بی حال

  • alarmed


    بی شهامت

  • faint-hearted


    جوجه

  • uncourageous


    خجالتی


  • shy


لغت پیشنهادی

possibility

لغت پیشنهادی

livelihoods

لغت پیشنهادی

gravest