seminar

base info - اطلاعات اولیه

seminar - سمینار

noun - اسم

/ˈsemɪnɑːr/

UK :

/ˈsemɪnɑː(r)/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [seminar] در گوگل
description - توضیح

  • یک کلاس در یک دانشگاه یا کالج برای گروه کوچکی از دانش آموزان و یک معلم برای مطالعه یا بحث در مورد یک موضوع خاص


  • یک کلاس در مورد یک موضوع خاص که معمولاً به عنوان نوعی آموزش برگزار می شود

  • a fairly informal meeting of a group of people who share information and ideas, discuss matters relating to their work etc


    یک جلسه نسبتاً غیر رسمی از گروهی از افراد که اطلاعات و ایده های خود را به اشتراک می گذارند، در مورد مسائل مربوط به کار خود بحث می کنند و غیره.


  • موقعیتی که یک معلم یا کارشناس و گروهی از مردم برای مطالعه و بحث درباره چیزی گرد هم می آیند


  • جلسه گروهی از افراد با یک معلم یا متخصص برای آموزش، بحث یا مطالعه در مورد یک موضوع خاص

  • Every week we have a seminar on modern political theory.


    ما هر هفته سمیناری درباره نظریه سیاسی مدرن داریم.

  • A series of research conferences and seminars enables researchers to present reviews and findings to an informed audience.


    مجموعه ای از کنفرانس ها و سمینارهای تحقیقاتی محققان را قادر می سازد تا نظرات و یافته ها را به مخاطبان آگاه ارائه دهند.

  • Peters has augmented his books with countless articles, speeches, and seminars, all on the same general theme.


    پیترز کتاب‌های خود را با مقالات، سخنرانی‌ها و سمینارهای بی‌شماری که همگی در یک موضوع کلی هستند، تقویت کرده است.

  • It gave workshops and seminars to help priests and lay people plan liturgies that were expressive, inclusive and theologically sound.


    کارگاه‌ها و سمینارهایی برای کمک به کشیش‌ها و مردم عادی برای برنامه‌ریزی عبادت‌هایی که گویا، فراگیر و از نظر الهیات درست باشد برگزار کرد.

  • A department-wide graduate seminar is held during each Michaelmas and Hilary Term for the benefit of research students.


    در طول هر ترم مایکلماس و هیلاری یک سمینار فارغ التحصیلی در سطح دپارتمان به نفع دانشجویان پژوهشگر برگزار می شود.

  • Land costs are $ 700 to $ 850, including meals, seminars, meetings with local residents.


    هزینه زمین از 700 تا 850 دلار شامل وعده های غذایی، سمینارها، جلسات با ساکنان محلی است.

  • a sales seminar


    یک سمینار فروش

  • Cost of the seminar is £10.


    هزینه سمینار 10 پوند می باشد.

  • In the spring semester Gordon taught two seminars and took on more than a dozen students for independent study projects.


    در ترم بهار، گوردون دو سمینار تدریس کرد و بیش از ده ها دانشجو را برای پروژه های مطالعاتی مستقل پذیرفت.

example - مثال
  • Teaching is by lectures and seminars.


    تدریس به صورت سخنرانی و سمینار می باشد.

  • a graduate seminar


    یک سمینار فارغ التحصیل

  • a seminar room


    یک اتاق سمینار

  • a one-day management seminar


    سمینار مدیریت یک روزه

  • In spring 2016 I taught a seminar on Sappho.


    در بهار 2016 سمیناری در مورد سافو تدریس کردم.

  • Professor Mackay will give a seminar on Pound's poetry.


    پروفسور مکی سمیناری در مورد شعر پاوند برگزار خواهد کرد.

  • a seminar focusing on Africa


    سمیناری با تمرکز بر آفریقا

  • I recently spoke at an educational seminar for judges.


    اخیراً در یک سمینار آموزشی برای داوران صحبت کردم.

  • I attended practically every lecture and seminar when I was a student.


    در دوران دانشجویی عملاً در هر سخنرانی و سمینار شرکت می کردم.

  • I'm giving a seminar on the latest developments in genetic engineering next week.


    من هفته آینده یک سمینار در مورد آخرین پیشرفت ها در مهندسی ژنتیک برگزار می کنم.

  • Police officers attended a seminar on relieving rush-hour traffic jams.


    افسران پلیس در سمیناری درباره رفع ترافیک در ساعات شلوغی شرکت کردند.

  • conduct/give/hold a seminar


    سمینار برگزار/دادن/برگزاری

  • The delegates attended a seminar last week.


    این نمایندگان هفته گذشته در سمیناری شرکت کردند.

  • a business/training seminar


    یک سمینار تجاری/آموزشی

synonyms - مترادف

  • کنفرانس


  • ملاقات

  • forum


    انجمن

  • symposium


    سمپوزیوم


  • شورا

  • colloquy


    گفتگو


  • بحث

  • parley


    مذاکره کردن

  • powwow


    واو

  • assembly


    مونتاژ


  • قرارداد

  • congress


    کنگره


  • پانل

  • conclave


    تشکیل جلسه

  • convocation


    مشاوره

  • consultation


    میزگرد

  • roundtable


    صحبت


  • اجلاس - همایش


  • پالاور

  • palaver


    سینود

  • colloquium


    روز دور

  • synod


    وبینار

  • awayday


    درخواست کتبی

  • webinar


    گروه بحث

  • round-robin


    کلاس عصر


  • بحث گروهی


  • بحث آزاد


  • جلسه رپ



  • rap session


antonyms - متضاد

  • تقسیم

  • lawlessness


    بی قانونی

  • separation


    جدایش، جدایی

لغت پیشنهادی

strangling

لغت پیشنهادی

bo

لغت پیشنهادی

minion