biffed

base info - اطلاعات اولیه

biffed - دوخته شده

N/A - N/A

bɪf

UK :

bɪf

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [biffed] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • I biffed him on the jaw.


    فکش را نیفتم.

synonyms - مترادف
  • banged


    ضربه خورد

  • bashed


    کوبیده شده

  • batted


    ضربه خورده

  • belted


    کمربند

  • bludgeoned


    کلافه شده

  • bobbed


    منقوش

  • bonked


    بسته شده

  • bopped


    بهم زده

  • boxed


    جعبه شده

  • busted


    منهدم شد

  • clapped


    کف زد

  • clapt


    دست زدن

  • clipped


    بریده شده

  • clipt


    کلیپ

  • clobbered


    ضربه زدن

  • clocked


    ساعت

  • clouted


    پوشیده شده

  • cracked


    ترک خورده

  • hammered


    چکش خورده

  • hit


    اصابت

  • hat


    کلاه

  • hitten


    زد

  • knocked


    میخکوب شده

  • nailed


    چسبانده شده است

  • pasted


    کوبیده شد

  • pounded


    مشت زد

  • punched


    رپ شده

  • rapped


    کوبید

  • slammed


    سیلی زده

  • slapped


    کنده شده

  • slogged


antonyms - متضاد
  • failed


    ناموفق


  • گمشده

  • praised


    ستایش کرد

  • tapped


    ضربه زده است

لغت پیشنهادی

rope

لغت پیشنهادی

validation

لغت پیشنهادی

moods