braining

base info - اطلاعات اولیه

braining - مغز یابی

N/A - N/A

breɪn

UK :

breɪn

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [braining] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • I'll brain you if you don't keep quiet.


    اگر ساکت نشوی بهت فکر میکنم

synonyms - مترادف
  • crowning


    تاج گذاری

  • hitting


    ضربه زدن

  • striking


    قابل توجه، برجسته، موثر

  • punching


    مشت زدن

  • cuffing


    دست زدن

  • knocking


    در زدن

  • socking


    جوراب زدن

  • bashing


    پوشاندن

  • clouting


    دیوار انداختن

  • wallopping


    دیوار زدن

  • walloping


    بیفینگ

  • biffing


    جست و خیز کردن

  • bopping


    جوش زدن

  • welting


    شلختگی

  • slugging


    عرشه

  • decking


    آب انداختن

  • thwacking


    کوبیدن

  • banging


    درهم شکستن

  • smashing


    متلاشی کردن

  • smiting


    بوفه زدن

  • busting


    بوفه کردن

  • buffeting


    کفپوش

  • buffetting


    بوکس

  • flooring


    صید نهنگ

  • boxing


    نقطه گذاری

  • whaling


    لنگ زدن

  • dotting


    بوفینگ

  • lamming


    لحاف کاری

  • boffing


    شل شدن

  • quilting


  • sloshing


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

assessee

لغت پیشنهادی

thought

لغت پیشنهادی

rater