bummed

base info - اطلاعات اولیه

bummed - بی قرار

N/A - N/A

https://dictionary.cambridge.orgN/A

UK :

https://dictionary.cambridge.orgN/A

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bummed] در گوگل
description - توضیح
  • past simple and past participle of bum slang


    ماضی ساده و ماضی از زبان عامیانه بی مزه

example - مثال
synonyms - مترادف
  • lazed


    تنبل

  • idled


    بیکار

  • lounged


    دراز کشیده

  • loafed


    لوف شده

  • dawdled


    غوغا کرد

  • lolled


    لول زد

  • dallied


    متلاطم

  • lazied


    سرد شده

  • chilled


    دیوانه

  • dillydallied


    پا گرفته

  • footled


    هواپیمای بدون سرنشین

  • droned


    سفالگر

  • pottered


    از بین رفت

  • languished


    رانده شد

  • drifted


    موچ شده

  • mooched


    آب نبات چوبی

  • lollygagged


    متحرک

  • ambled


    افتاده

  • drooped


    ماه شده

  • mooned


    پوشیده شده

  • stooged


    سرگردان شد

  • wandered


    ضربه خورده

  • batted


    پیچید

  • meandered


    آویزان شد

  • hung about


    مسخره شده

  • goofed off


    به عقب لگد زد

  • kicked back


    به اطراف لگد زد

  • kicked around


    سبز شده

  • vegged out


    اطراف هک شد

  • hacked around


  • hung around


antonyms - متضاد

  • سالم

  • healthful


    صدا


  • قوی

  • wholesome


    پر رونق


  • زنده

  • thriving


    خوب

  • lively


    هاله


  • فعال

  • hale


    بدون آسیب


  • توانمند


  • کل

  • unimpaired


    سالم و سلامت

  • able-bodied


    در سلامتی خوب




لغت پیشنهادی

hospital

لغت پیشنهادی

unsympathetic

لغت پیشنهادی

underlies