graciously
graciously - با مهربانی
adverb - قید
UK :
US :
او با مهربانی دعوت ما را پذیرفت.
آنها به خاطر آنچه خدا به آنها لطف کرده بود ستایش کردند.
او با مهربانی گلهایی را که به او تقدیم شده بود پذیرفت.
او با مهربانی از من دعوت کرد تا در استودیوی خانه اش از او عکس بگیرم.
شما باید یاد بگیرید که انتقاد را با مهربانی بپذیرید.
considerately
با ملاحظه
thoughtfully
متفکرانه
courteously
مودبانه
kindly
محبت آمیز
nicely
به خوبی
خوب
reasonably
منطقی
politely
به طور ارجمند
genially
دوستانه
amiably
خیرخواهانه
benevolently
دوست داشتنی
affably
دلسوزانه
sympathetically
صمیمانه
cordially
مدنی
civilly
با مهربانی
kindlily
خوش اخلاق
friendlily
موافق
good-naturedly
خوشایند
amicably
به گرمی
agreeably
به آرامی
pleasantly
اجباری
warmly
به صورت اجتماعی
compassionately
با احترام
شایسته
obligingly
سخاوتمندانه
sociably
شجاعانه
respectfully
خیریه
decently
generously
gallantly
charitably
discourteously
بی ادبانه
inconsiderately
بی ملاحظه
thoughtlessly
بی فکر
cruelly
بی رحمانه
unkindly
نامهربانانه
harshly
به شدت
malevolently
بدخواهانه
maliciously
کینه توزانه
spitefully
غیر دلسوزانه
unsympathetically
به معنای
meanly
