present participle of bodysurf
فاعل فاعل از موج سواری
to surf (= ride on waves) without a board to lie on but using your body like a board on the water
موج سواری (= سوار بر امواج) بدون تخته برای دراز کشیدن، اما از بدن خود مانند تخته ای روی آب استفاده کنید.