aliquot

base info - اطلاعات اولیه

aliquot - کسری

noun - اسم

/ˈælɪkwɑːt/

UK :

/ˈælɪkwɒt/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [aliquot] در گوگل
description - توضیح
  • an amount taken from a larger quantity, so that it can be tested, etc.


    مقداری که از مقدار بیشتری گرفته می شود تا بتوان آن را آزمایش کرد و غیره.

  • a quantity that can be divided into another quantity an exact number of times


    کمیتی که می توان آن را چند بار به کمیت دیگر تقسیم کرد

example - مثال
  • After centrifugation, aliquots of serum were frozen at -70°C until analysis.


    پس از سانتریفیوژ، مقدار کمی از سرم در -70 درجه سانتی گراد تا تجزیه و تحلیل منجمد شد.

synonyms - مترادف
  • divisor


    مقسم


  • بخش


  • نمونه

antonyms - متضاد
  • aliquant


    aliquant

لغت پیشنهادی

bag

لغت پیشنهادی

pound

لغت پیشنهادی

droves