pound
pound - پوند
noun - اسم
UK :
US :
یک واحد برای اندازه گیری وزن، برابر با 16 اونس یا 0.454 کیلوگرم
واحد استاندارد پول در بریتانیا که به 100 پن تقسیم می شود
ارزش پول بریتانیا در مقایسه با ارزش پول سایر کشورها
واحد استاندارد پول در کشورهای مختلف دیگر مانند مصر و سودان
a place where dogs and cats that have been found on the street are kept until their owners come to get them
جایی که سگ ها و گربه هایی که در خیابان پیدا شده اند را تا زمانی که صاحبشان برای گرفتن آنها بیایند نگهداری می کنند
a place where cars that have been illegally parked are kept until their owners pay money to get them back
جایی که خودروهایی که به طور غیرقانونی پارک شده اند تا زمانی که صاحبان آنها پولی برای بازگرداندن آنها پرداخت کنند، نگهداری می شوند
کلید پوند
to hit something very hard several times and make a lot of noise damage it break it into smaller pieces etc
چندین بار ضربه زدن به چیزی بسیار محکم و ایجاد سر و صدای زیاد، آسیب رساندن به آن، شکستن آن به قطعات کوچکتر و غیره
اگر قلب یا خون شما می تپد، قلب شما بسیار شدید و سریع می تپد
if your head is pounding, it feels painful especially because you have a headache or you have been using a lot of effort
اگر سرتان می تپد، احساس درد می کند، به خصوص به این دلیل که سردرد دارید یا تلاش زیادی کرده اید.
راه رفتن یا دویدن سریع با گام های بلند و سنگین
برای مدت طولانی به طور مداوم با بمب به یک مکان حمله کنید
ارزش پول انگلیس در مقایسه با سایر کشورها
واحد پول در تعدادی از کشورها از جمله قبرس و مصر
یک واحد وزن برابر با 16 اونس یا 0.454 کیلوگرم
واحد استاندارد پول مورد استفاده در انگلستان و برخی کشورهای دیگر
ارزش پوند انگلستان که در مقایسه ارزش انواع پول از سراسر جهان استفاده می شود
the value of the UK pound used in comparing the values of different types of money from around the world
واحدی برای اندازه گیری وزن
ضربه زدن یا ضرب و شتم مکرر با قدرت زیاد یا له کردن چیزی با زدن مکرر آن
واحد اندازه گیری وزن برابر با 0.453 کیلوگرم
جایی که حیوانات خانگی گم شده یا ناخواسته در آن نگهداری می شوند
واحد استاندارد پول در بریتانیا و برخی کشورهای دیگر
ضربات مکرر با قدرت یا له کردن با ضربات مکرر
to hit repeatedly with force or to crush by hitting repeatedly
اگر قلب شما می تپد، بسیار قوی می تپد
واحد استاندارد ارز در انگلستان و برخی از کشورهای دیگر
ارزش پول مورد استفاده در بریتانیا در مقایسه با ارزش ارزهای مورد استفاده در سایر کشورها
به ازای هر پوند بریتانیا شمارش شده است
the value of the currency used in Britain compared with the value of the curriencies used in other countries
من از روز شکرگزاری 10 پوند اضافه کردم.
قیمت هر پوند پرتقال ناول تنها 39 سنت است.
I've gained 10 pounds since Thanksgiving.
یک اسکناس ده پوندی
یک سکه پوند
من امروز 25 پوند برای غذا خرج کردم.
اگر یک میلیون پوند برنده شوید چه می کنید؟
مجموع ضرر و زیان بیش از سه میلیون پوند برآورد شد.
این آتش سوزی هزاران پوند خسارت وارد کرد.
او این تجارت را به یک امپراتوری غذایی چند میلیون پوندی تبدیل کرد.
حقوق او حدود 5000 پوند مصر در ماه خواهد بود.
قدرت/ضعف پوند در برابر سایر ارزها
پوند در برابر ین به شدت کاهش یافت و به پایین ترین حد خود رسید.
پوند بسته شد (= معاملات روز را به پایان رساند) با اندکی کاهش در 1.534 دلار.
دویدن روی پوند (= زمانی که بسیاری از مردم پوند می فروشند و ارزش پوند کاهش می یابد)
نیم پوند کره
هر پوند دو دلار قیمت دارند.
از زمانی که رژیمم را شروع کردم شش و نیم پوند کم کردم.
a bronze sculpture weighing 7,000 pounds
یک مجسمه برنزی به وزن 7000 پوند
آنها سویای سیاه ارگانیک را در کیسه های 25 پوندی می فروشند.
سبک زندگی سیب زمینی کاناپه ای باعث می شود که بسیاری از مردم وزن خود را افزایش دهند (= افزایش وزن).
She has shed 30 pounds.
او 30 پوند کم کرده است.
شما مصمم هستید که یک کیلو گوشت خود را داشته باشید، اینطور نیست؟
a one-pound/two-pound coin
سکه یک پوندی/دو پوندی
هر پوند صد پنس وجود دارد.
آنها جواهراتی به ارزش 50000 پوند (= 50000 پوند) دزدیدند.
آیا تغییری داری؟ «ببخشید، من فقط یک اسکناس پنج پوندی دارم.
کاهش ارزش پوند باعث رقابتی شدن کالاهای انگلیسی در خارج از کشور می شود.
در مبادلات خارجی، پوند در برابر دلار با دو سنت افزایش به 1.52 دلار رسید.
One pound is approximately equal to 454 grams.
یک پوند تقریباً برابر با 454 گرم است.
یک کیلوگرم تقریباً برابر با 2.2 پوند است.
در هر پوند 16 اونس وجود دارد.
نوزاد آن در هنگام تولد هشت و نیم پوند وزن داشت.
وقتی برای گرفتن جایزه روی صحنه می رفتم ضربان قلبم را حس می کردم.
quid
کود
nicker
کوچکتر
oncer
یک بار
smacker
دودکن
oner
یکی
smackeroo
اسماکرو
sovereign
پادشاه
GBP
پوند
pound sterling
پوند استرلینگ
£
sov
sov
شکست
از دست دادن
آرام باش
دست برداشتن از
surrender
تسلیم شدن
pat
ضربه زدن
دلسرد کردن
discourage
مکث
halt
متوقف کردن
منصرف کردن
dissuade
شروع کنید
عقب نشینی
retreat
بازده
بررسی
محدود کردن
curb
سرکوب کردن
repress
کمک
عقب مانده
retard
ثابت
از بین رفتن
خراب کردن
ruin
بی توجهی
neglect