asexually

base info - اطلاعات اولیه

asexually - غیرجنسی

adverb - قید

/ˌeɪˈsekʃəli/

UK :

/ˌeɪˈsekʃəli/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [asexually] در گوگل
description - توضیح
  • in a way that happens without sex or sexual organs


    به گونه ای که بدون جنسیت یا اندام های جنسی اتفاق می افتد

example - مثال
  • to reproduce asexually


    برای تولید مثل غیر جنسی

  • Bacteria reproduce asexually.


    باکتری ها به صورت غیرجنسی تکثیر می شوند.

  • Nearly all garlic cultivation is done asexually, by planting individual cloves in the ground.


    تقریباً تمام کشت سیر به صورت غیرجنسی و با کاشت حبه های جداگانه در زمین انجام می شود.

synonyms - مترادف
  • sexlessly


    بدون جنسیت

  • androgynously


    به طور آندروژن

  • neutrally


    به صورت خنثی

  • parthenogenetically


    به صورت پارتنوژنتیکی

  • abiogenetically


    به صورت بیوژنتیکی

  • agamically


    به طرز عجیبی

  • agamogenetically


    به صورت آگاموژنتیکی

  • genderlessly


    غیر جنسی

  • nonsexually


    به صورت رویشی

  • vegetatively


    غیرجنسی

  • unsexually


    به صورت تک جنسیتی

  • unisexually


    جسمی

  • somatically


    به صورت دوجنسی

  • bisexually


    هرمافرودیتی

  • ambisexually


  • hermaphroditically


antonyms - متضاد
  • sexually


    از نظر جنسی

  • reproductively


    تولید مثلی

  • genitally


    دستگاه تناسلی

  • fleshlily


    گوشتی

  • bestially


    حیوانی

  • generatively


    به صورت زایشی

  • animally


  • genitively


لغت پیشنهادی

stress

لغت پیشنهادی

latest

لغت پیشنهادی

brighter