boyishness

base info - اطلاعات اولیه

boyishness - پسرانه

N/A - N/A

ˈbɔɪ.ɪʃ.nəs

UK :

ˈbɔɪ.ɪʃ.nəs

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [boyishness] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • The actor radiates eager boyishness.


    بازیگر پسرانه مشتاقانه ساطع می کند.

  • He has a boyishness that makes him look much younger than his 48 years.


    او پسرانه ای دارد که او را بسیار جوانتر از 48 سالش نشان می دهد.

synonyms - مترادف
  • adolescence


    بلوغ

  • teens


    نوجوانان


  • جوانان

  • immaturity


    نابالغی

  • boyhood


    کودکی

  • juvenescence


    جوانی

  • girlhood


    دخترانه


  • اقلیت

  • juvenility


    نوجوانی

  • puberty


    عدم سن

  • youthfulness


    سبزی

  • nonage


    بهار

  • greenness


    کودکانه بودن


  • دختر بودن

  • pubescence


    نازایی

  • childishness


    قبل از بزرگسالی

  • girlishness


    بزرگسالی جوان

  • puerility


    سال های نوجوانی

  • preadulthood


    اوایل زندگی

  • teendom


    روزهای جوانی

  • teenhood


    دوران کودکی

  • young adulthood


    روزهای سالاد

  • teenage years


    دوران نوزادی


  • سن نامناسب

  • young days


    سن حساس


  • شکوفه

  • salad days


  • infancy


  • awkward age


  • tender age


  • bloom


antonyms - متضاد
  • adulthood


    بزرگسالی

  • infancy


    دوران نوزادی

لغت پیشنهادی

chicago

لغت پیشنهادی

recipient

لغت پیشنهادی

ripping