A-line

base info - اطلاعات اولیه

A-line - خط الف

N/A - N/A

ˈeɪ.laɪn

UK :

ˈeɪ.laɪn

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [A-line] در گوگل
description - توضیح
  • An A-line skirt or dress is narrow at the top and wider at the bottom


    دامن یا لباس خط A در بالا باریک و در پایین پهن تر است

example - مثال
  • An A-line skirt disguises fuller hips.


    دامن A-line باسن پرتر را پنهان می کند.

synonyms - مترادف
  • blarney


    سیاه

  • flattery


    چاپلوسی

  • coaxing


    اغوا کردن

  • cajolery


    کژولری

  • fawning


    حنایی کردن

  • flannel


    فلانل

  • wheedling


    چرخ زدن

  • adulation


    تحسین

  • fulsomeness


    کامل بودن

  • spiel


    پخش کردن

  • blandishments


    رنگ آمیزی ها

  • compliments


    تعارف

  • exaggeration


    اغراق

  • ingratiation


    قدردانی

  • inveiglement


    مداحی

  • soft soap


    صابون نرم


  • صحبت شیرین

  • overpraise


    ستایش بیش از حد

  • simpering


    ساده کردن


  • صحبت صاف

  • soft words


    کلمات نرم

  • toadying


    وزغ وزغ

  • blandishment


    بی رنگ شدن


  • کره

  • incense


    بخور دادن

  • obsequiousness


    وسواس

  • servility


    نوکری

  • smarm


    هوشمند

  • sycophancy


    همسویی

  • taffy


    تافی

  • cajolement


    cajolement

antonyms - متضاد
  • confuse


    گیج کردن

  • disorganize


    به هم ریختن


  • بی نظمی

  • clutter


    کلفت

  • disarrange


    بر هم زدن

  • disarray


    متلاشی کردن

  • discompose


    ژولیده

  • dishevel


    مختل کردن

  • disrupt


    بهم ریختن

  • jumble


    بی قرار

  • unsettle


    به هم زدن

  • agitate


    از هم گسستن

  • disjoint


    مزاحم

  • disturb


    هش

  • hash


    بهم ریختگی


  • درهم ریختن


  • muss

  • muddle


    تلاطم

  • muss


    ول کردن

  • ruffle


    دررفتگی

  • tousle


    مخلوط کردن

  • dislocate


    مچاله کردن


  • پراکنده کردن

  • rumple


    تقلا

  • scatter


    بر زدن

  • scramble


    نامرتب

  • shuffle


    ناراحت

  • untidy


    بی نظم

  • upset


    از نظم خارج شود

  • derange



لغت پیشنهادی

improvement

لغت پیشنهادی

plan

لغت پیشنهادی

preferences