accelerating
accelerating - شتاب گرفتن
N/A - N/A
UK :
US :
becoming faster
سریعتر شدن
quickening
تسریع
hastening
عجله کردن
revving
چرخاندن
rushing
عجله
rolling
متحرک
speeding up
بالا بردن سرعت
gaining momentum
شتاب گرفتن
gathering speed
سرعت جمع آوری
going faster
تندتر رفتن
افزایش سرعت
moving faster
حرکت سریعتر
getting faster
سریعتر شدن
hurrying up
ترک خوردن
getting cracking
با سرعت بیشتری رانندگی کنید
driving faster
حرکت کردن
getting moving
هوشمند سازی
پا گذاشتن روی آن
smartening
شتاب جمع شدن
باز کردن آن
قرار دادن در یک جهش
gathering momentum
در حال تکان دادن
making haste
در حال چرخیدن
برافروختن
پا گذاشتن روی گاز
لاستیک تخمگذار
ساخت آهنگ
revving up
laying rubber
making tracks
dwindling
رو به کاهش است
diminishing
کاهش می یابد
declining
رو به زوال
waning
محو شدن
fading
کاهش
lessening
در حال کاهش
decreasing
کوچک شدن
shrinking
تضعیف شدن
weakening
افتادن
falling
غلت زدن
tumbling
قرارداد
contracting
فرو بردن
dipping
باریک شدن
tapering
انداختن
dropping
در حال فروپاشی
collapsing
نزولی
descending
کاهش ارزش
depreciating
در حال فرو ریختن
crumbling
کاهش می دهد
reducing
رو به وخامت است
deteriorating
پایین آوردن
lowering
شکست خوردن
failing
در حال مرگ
dying
سقوط شدید
plummeting
فروکش می کند
subsiding
غوطه ور شدن
plunging
به تدریج کاهش می یابد
gradually reducing