basalt

base info - اطلاعات اولیه

basalt - بازالت

noun - اسم

/bəˈsɔːlt/

UK :

/ˈbæsɔːlt/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [basalt] در گوگل
description - توضیح
  • a type of dark green-black rock


    نوعی سنگ سبز تیره سیاه

  • a type of black rock that comes from a volcano


    نوعی سنگ سیاه که از یک آتشفشان می آید

  • a type of black rock that comes from a volcano (= mountain that explodes and throws out hot rocks)


    نوعی سنگ سیاه که از آتشفشان می آید (= کوهی که منفجر می شود و سنگ های داغ را بیرون می اندازد)

  • A basalt flow can advance over a kilometre of flat ground in a matter of hours; an andesite may take months.


    یک جریان بازالت می تواند در عرض چند ساعت در یک کیلومتری زمین مسطح پیشروی کند. یک آندزیت ممکن است ماه ها طول بکشد.

  • Although anorthosite and basalt are the dominant rocks on the Moon significant amounts of several other related rock types occur.


    اگرچه آنورتوزیت و بازالت سنگ‌های غالب در ماه هستند، مقادیر قابل توجهی از چندین نوع سنگ مرتبط دیگر وجود دارد.

  • Ocean island and continental flood basalt occurrences represent different expressions of plume activity.


    وقوع بازالت در جزیره اقیانوس و سیل قاره بیانگر عبارات مختلفی از فعالیت ستون است.

  • There are beaches of rounded grey basalt pebbles of varying sizes elsewhere around the island.


    سواحلی از سنگریزه های بازالت خاکستری گرد با اندازه های مختلف در نقاط دیگر جزیره وجود دارد.

  • Small Jerichos plaster patches of basalt in the new flows of warm water.


    تکه های گچی کوچک جریکس از بازالت در جریان های جدید آب گرم.

  • Hot water poured out the tops of basalt pillars that normally stand as cold obelisks in the middle of drained-back lava ponds.


    آب داغ بالای ستون‌های بازالتی را که معمولاً به صورت ابلیسک‌های سرد در وسط حوضچه‌های گدازه‌ای زه‌کشی شده قرار دارند، بیرون می‌ریزد.

  • The wind gusts now and then but the sun on the basalt is warm.


    باد هرازگاهی می وزد، اما خورشید روی بازالت گرم است.

  • Closed basins as deep as 135 feet were bitten out of the underlying basalt.


    حوضچه های بسته به عمق 135 فوت از بازالت زیرین گاز گرفته شدند.

example - مثال
synonyms - مترادف
  • lava


    گدازه

  • magma


    ماگما

  • slag


    سرباره

  • ashes


    خاکستر

  • obsidian


    ابسیدین

  • scoria


    اسکوریا

  • coulee


    coulee

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

abeyance

لغت پیشنهادی

painful

لغت پیشنهادی

byre