besmeared

base info - اطلاعات اولیه

besmeared - آغشته شده

N/A - N/A

bɪˈsmɪrd

UK :

bɪˈsmɪəd

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [besmeared] در گوگل
description - توضیح
  • covered with marks from dirt oil etc.


    پوشیده از آثار خاک، روغن و غیره

example - مثال
  • His face was besmeared with chocolate.


    صورتش آغشته به شکلات بود.

synonyms - مترادف
  • smeared


    آغشته شده

  • daubed


    ملحفه شده

  • bedaubed


    ملافه

  • stained


    لکه دار

  • sullied


    کثیف

  • dirtied


    خاک شده

  • soiled


    مسح شد

  • smudged


    آلوده

  • anointed


    مسخره شده

  • tainted


    سیاه شده

  • befouled


    لکه دار شده است

  • besmirched


    ابری

  • blackened


    تحقیر شده

  • tarnished


    رسوا شد

  • clouded


    پوزخند زد

  • denigrated


    بی شرف انگلستان

  • disgraced


    dishonoredUS

  • smirched


    بی اعتبار شده است

  • dishonouredUK


    بدنام شده

  • dishonoredUS


    شرمنده

  • discredited


    تهمت زد

  • defamed


    نامفهوم

  • shamed


    توهین انداختن

  • debased


    رسوایی در مورد

  • degraded


  • slandered


  • slurred


  • disparaged


  • defiled


  • cast a slur on



antonyms - متضاد

  • تمیز

  • cleanly


    معصوم

  • immaculate


    اسپیک و دهانه

  • spic-and-span


    خوشه و طول

  • spick-and-span


    بی عیب

  • spotless


    ضد زنگ

  • stainless


    فوق العاده تمیز

  • ultraclean


    بدون خاک

  • unsoiled


    بدون لکه

  • unstained


    بی لکه

  • unsullied


    لباس پوشیده

  • dressed-up


    خوب


  • ایالات متحده محترم

  • honorableUS


    محترم انگلستان

  • honourableUK


    مرتب

  • neat


    خالص


  • استریل


  • sterile


لغت پیشنهادی

profile

لغت پیشنهادی

clipper

لغت پیشنهادی

born