bilaterally
bilaterally - به صورت دوطرفه
adverb - قید
UK :
US :
to meet/negotiate bilaterally
برای ملاقات/مذاکره دوجانبه
این اختلال معمولا به صورت دوطرفه بروز می کند.
ما به صورت دوجانبه برای ایجاد روابط تجاری باز کار خواهیم کرد.
بسیاری از معاملات به صورت دوطرفه بین دو طرف از طریق ایمیل انجام می شود.
jointly
به طور مشترک
reciprocally
متقابل
consensually
به طور توافقی
mutually
متقابلا
respectively
به ترتیب
bipartitely
به صورت دو جانبه
collectively
به صورت جمعی
communally
به صورت اشتراکی
unitedly
به صورت متحد
conjunctly
به طور همزمان
conjointly
به صورت عمومی
publically
به صورت تعاملی
interactively
به طور متقابل
interdependently
به صورت متقابل
intermutually
به صورت همبستگی
correlatively
مرتبط
relatedly
متصل است
connectedly
به جای هم
interchangeably
وابسته
dependently
قابل تبدیل
convertibly
دو حزبی
bipartisanly
همزمان
reciprocatively
به صورت چند جانبه
simultaneously
معمولا
multilaterally
به صورت ترکیبی
commonly
به صورت تعاونی
combinedly
به صورت مشترک
cooperatively
به طور هماهنگ
collaboratively
تکثیر کردن
concertedly
multiply
multilaterally
به صورت چند جانبه
unilaterally
به صورت یک طرفه