bovver

base info - اطلاعات اولیه

bovver - bovver

N/A - N/A

ˈbɑː.vɚ

UK :

ˈbɒv.ər

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [bovver] در گوگل
description - توضیح
  • violent behaviour, especially by a group of young men


    رفتار خشونت آمیز، به ویژه توسط گروهی از مردان جوان

  • violent or threatening behaviour


    رفتار خشونت آمیز یا تهدید آمیز

  • Zoe is a quirky lady who says she's more at home wearing bovver boots than elegant stilettos.


    زویی یک خانم دمدمی مزاج است که می‌گوید بیشتر در خانه با چکمه‌های پاشنه بلند می‌پوشد تا کفش‌های کوتاه شیک.

example - مثال
synonyms - مترادف
  • scrimmage


    درگیری


  • مبارزه کردن

  • brawl


    نزاع

  • scrap


    باطله

  • fracas


    شکستگی ها

  • skirmish


    تکان خوردن


  • تقلا

  • scuffle


    کشمکش

  • tussle


    ردیف

  • fray


    غوغا

  • row


    نبرد

  • clash


    اسکرام

  • melee


    دانی بروک


  • شورش

  • scrum


    دمپوس

  • donnybrook


    مجلس رقص

  • riot


    دور زدن

  • rumpus


    مسابقه

  • shindig


    براق

  • affray


    اختلال


  • عذاب، عذاب دادن

  • shindy


    پس از

  • disturbance


    مبارزه کن

  • hassle


    تعارض

  • afters


    گرد و غبار

  • combat


    دعوا کردن


  • باگاره

  • dustup


    بیفو

  • squabble


  • bagarre


  • biffo


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

ameba

لغت پیشنهادی

likelier

لغت پیشنهادی

imprint