pragmatically

base info - اطلاعات اولیه

pragmatically - عملگرایانه

adverb - قید

/præɡˈmætɪkli/

UK :

/præɡˈmætɪkli/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pragmatically] در گوگل
description - توضیح
  • in a pragmatic way


    به شیوه ای عمل گرایانه

example - مثال
  • The company responded pragmatically to local conditions.


    این شرکت به طور عملی به شرایط محلی پاسخ داد.

  • It is intended that these guidelines should be applied flexibly and pragmatically.


    در نظر گرفته شده است که این دستورالعمل ها باید به طور انعطاف پذیر و عملی اعمال شوند.

synonyms - مترادف
  • logically


    منطقی

  • reasonably


    هوشمندانه

  • rationally


    با احتیاط

  • intelligently


    معقولانه

  • prudently


    عاقلانه

  • sensibly


    موافق

  • wisely


    عادلانه

  • agreeably


    قابل درک

  • judiciously


    منصفانه

  • justly


    به وضوح

  • understandably


    به طور منسجم


  • با صدای بلند

  • plainly


    با بصیرت

  • sanely


    به صورت تحلیلی

  • coherently


    مغزی

  • soundly


    محکم

  • insightfully


    به طور شفاف

  • analytically


    از نظر ریاضی

  • cerebrally


    روشمند


  • به طور عینی

  • firmly


    به شدت

  • lucidly


    به طور کامل

  • mathematically


    معتبر

  • methodically


    با دلیل

  • objectively


    در چارچوب عقل

  • rigorously


  • solidly


  • thoroughly


  • validly




antonyms - متضاد
  • illogically


    غیر منطقی

لغت پیشنهادی

expletive

لغت پیشنهادی

jasper

لغت پیشنهادی

deformed