rebelling
rebelling - شورش
N/A - N/A
UK :
US :
revolting
شورش
mutinying
مقاومت کردن
resisting
دعوا کردن
rioting
تحریک کننده
رو به افزایش
agitating
برپا کردن یک شورش
rising
بلند شدن
mounting a rebellion
شکستن با
rising up
سرپیچی از مقامات
breaking with
مخالفت کردن
defying the authorities
بلند شدن در آغوش
going against
برپایی شورش
بر عهده گرفتن
staging a rebellion
تبدیل شدن به
taking on
نصب سنگرها
turning against
امتناع از اطاعت از دستورات
mounting the barricades
اسلحه گرفتن
refusing to obey orders
سرپیچی از قدرت
taking up arms
نافرمانی از قدرت
defying authority
مرجع مخالف
disobeying authority
مقاومت در برابر قدرت
opposing authority
راه اندازی سنگرها
resisting authority
قیام علیه
manning the barricades
به خیابان ها می آیند
rising against
به دست گرفتن سلاح در برابر
شرکت در قیام
شرکت در یک قیام
از خط خارج شدن
supporting
حمایت می کند
ذیل
backing
پشتیبان
upholding
حمایت کردن
heeding
توجه کردن
obeying
اطاعت کردن
accepting
پذیرش
honoringUS
افتخار ایالات متحده
honouringUK
honouringUK
observing
مشاهده کردن
respecting
احترام گذاشتن
embracing
در آغوش گرفتن
agreeing
موافق
allying with
متحد شدن با
کنار هم آمدن با
cooperating with
همکاری با
joining forces with
پیوستن به نیروها با
تیم شدن با
uniting with
کار با
تسلیم شدن
giving in