bluntness

base info - اطلاعات اولیه

bluntness - رک بودن

noun - اسم

/ˈblʌntnəs/

UK :

/ˈblʌntnəs/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [bluntness] در گوگل
description - توضیح
  • a way of speaking in which you say what you think without trying to be polite or considering other people's feelings


    روشی برای صحبت کردن که در آن شما آنچه را که فکر می کنید بدون اینکه مودب باشید یا احساسات دیگران را در نظر بگیرید، بیان می کنید

example - مثال
  • Some people are put off by his bluntness.


    برخی از مردم از صراحت او دلسرد می شوند.

  • She has a well-deserved repuation for bluntness.


    او به دلیل رک بودن شهرت شایسته ای دارد.

synonyms - مترادف
  • frankness


    رک گویی

  • forthrightness


    صراحت

  • openness


    باز بودن

  • outspokenness


    رک بودن

  • candidness


    صادقانه آمریکا

  • candorUS


    مستقیم بودن

  • directness


    صداقت

  • honesty


    دل باز

  • openheartedness


    ساده بودن

  • plainness


    ساده گویی

  • plainspokenness


    چاق بودن

  • plumpness


    بی نگهبانی

  • straightforwardness


    رزرو کردن

  • unguardedness


    بی قید بودن

  • unreserve


    candourUK

  • unreservedness


    ساده صحبت کردن

  • candourUK


    خلوص

  • truthfulness


    بی گناهی

  • plain speaking


    هوشمندی

  • sincerity


    بی هنری

  • guilelessness


    طاسی

  • ingenuousness


    سادگی

  • artlessness


    بی چون و چرای

  • baldness


    بلوف

  • simplicity


    عدم وجود ذخیره

  • unequivocalness


    آشکارا

  • bluffness


    سختی

  • absence of reserve


  • plain-spokenness


  • blatancy


  • harshness


antonyms - متضاد
  • dissembling


    متلاشی کردن

  • dissimulation


    شبیه سازی

  • indirection


    غیر جهت

  • mendacity


    دروغگویی

  • pretenseUS


    تظاهر به ایالات متحده

  • duplicity


    دوگانگی

  • deceit


    فریب

  • pretenceUK


    ادعای انگلستان

  • dishonesty


    بی صداقتی

  • deception


    نیرنگ

  • guile


    حیله گری

  • craftiness


    مهارت

  • deviousness


    تصنع


  • ارائه اطلاعات نادرست

  • artifice


    دروغ

  • wiliness


    یواشکی

  • misrepresentation


    تختخواب

  • cunning


    خیانت

  • falsehood


    تقلب کردن

  • slyness


    شیکن

  • sneakiness


    جرم انگاری

  • bunk


    بی ایمانی

  • treachery


    دزدی

  • cheating


  • chicane


  • infidelity


  • criminality


  • faithlessness


  • stealing


  • perfidiousness


  • perfidy


لغت پیشنهادی

biorhythm

لغت پیشنهادی

ceremonies

لغت پیشنهادی

entrapment