absence
absence - غیبت
noun - اسم
UK :
US :
زمانی که در جایی نیستید که مردم از شما انتظار دارند، یا زمانی که دور هستید
فقدان چیزی یا عدم وجود آن
زمانی که شخصی سر کار نیست، مثلاً به دلیل بیماری
این واقعیت که در جایی که معمولاً از شما انتظار می رود نیستید
واقعیت وجود نداشتن
حالتی که در جایی نیستید یا دوره ای که در جایی نیستید
غیبت نیز می تواند عدم وجود باشد
زمانی که شخصی در محل کار یا در مکانی که انتظار می رود باشد نیست
این واقعیت که چیزی در جایی نیست که مورد نیاز یا انتظار است
پرچم روسیه پس از 74 سال غیبت دوباره به اهتزاز درآمد.
او گفت که 103 مورد غیبت یا ناتوانی سرپرست وجود دارد.
The superstitious 35-year-old singer and impressionist was remanded on bail in his absence charged with affray.
این خواننده خرافاتی و امپرسیونیست 35 ساله در غیاب وی به اتهام اختلاس با قرار وثیقه بازداشت شد.
غیبت های مالون کار را برای بقیه تیم سخت کرده است.
فقر و نبود امید از علل واقعی رفتارهای ضد اجتماعی است.
The model developed in the paper also pinpoints the conditions required for union existence in the absence of coercion.
مدل توسعه یافته در این مقاله همچنین شرایط مورد نیاز برای وجود اتحادیه در غیاب اجبار را مشخص می کند.
In the absence of pressing problems he improvises his activities, working the case he wants to work.
در غیاب مشکلات فوری، او فعالیت های خود را بداهه می کند و در موردی که می خواهد کار می کند.
The absence of mathematics eliminates any advance treatment but it could serve as an introduction text and as a source document.
فقدان ریاضیات، هر نوع درمان قبلی را حذف می کند، اما می تواند به عنوان یک متن مقدمه و به عنوان یک سند منبع عمل کند.
با این حال، چگونگی و چرایی غیبت های آنها کمتر از خود غیبت ها اهمیت دارد.
تصمیم در غیاب من گرفته شد (= در حالی که من نبودم).
در غیبت طولانی او هیچ خبری دریافت نکردیم.
غیبت از کار
غیبت های مکرر از مدرسه
از نبود هیچ زن در هیئت مدیره تعجب کردم.
این پرونده در غیاب هیچ مدرک قطعی منتفی شد.
وقتی نوبت به نظافت بعد از آن رسید، آن به دلیل غیبت او مشخص بود.
جلسه به خوبی پیش رفت، اما نایجل به دلیل غیبت او قابل توجه بود.
پدرم در غیاب مادرم تمام آشپزی را انجام می داد.
هیچ کس متوجه نبود او نشده بود.
تمام مدت غیبت به شما پرداخت نمی شود.
پسر شما در مدرسه غیبت های زیادی داشته است.
در غیاب سنگ، اکثر خانه های این منطقه از چوب ساخته شده اند.
فقدان آشکار شواهد
مدیر جدیدی در زمان/در غیاب او منصوب شد.
او امسال بارها از محل کار غیبت کرده است.
وی به عدم وجود شواهد ملموس علیه متهم اشاره کرد.
In the absence of (= because there were not) more suitable candidates, we decided to offer the job to Mr Conway.
در غیاب (= چون نبود) نامزدهای مناسب تری، تصمیم گرفتیم این کار را به آقای کانوی پیشنهاد دهیم.
او امسال بارها از مدرسه غیبت کرده است.
وی به عدم وجود مدرک محکم علیه متهم اشاره کرد.
اگر کالی در مدرسه غایب است، باید یک یادداشت از خانه بیاورد.
از پنجره به بیرون خیره شد و گونه اش را مالید.
عدم حضور وی در جلسه مورد توجه قرار گرفت.
همکاران کارگردان در غیاب او به اخراج او رای دادند.
بدترین روز برای غیبت در محل کار دوشنبه است.
کسب و کار از نبود یک برنامه کلی برای حرکت رو به جلو رنج می برد.
در صورت عدم وجود هیچ جایگزینی، به همان روش قبلی ادامه خواهیم داد.
