bashing
bashing - ضربه زدن
noun - اسم
UK :
US :
عمل حمله به کسی و ضربه زدن به او
انتقاد عمومی قوی و معمولاً ناعادلانه از یک گروه یا شخص خاص
انتقاد شدید از نوع خاصی از شخص یا چیز
حمله فیزیکی به کسی
عمل ضربه محکم به چیزی
در اسم ها به معنای تمرین حمله به نوع خاصی از شخص با خشونت استفاده می شود
در اسم ها به معنای انتقاد شدید از نوع خاصی از شخص یا چیز استفاده می شود
union-bashing
کوبیدن اتحادیه
gay-bashing (= attacking gay people)
همجنس بازان (= حمله به همجنس گرایان)
سرزنش کردن به کسی
اخیراً انتقادهای زیادی از بانکداران صورت گرفته است.
حوادث اخیر هجوم همجنسگرایان
All steaks will benefit from a bashing, as this breaks up the muscle fibres that comprise most of the meat.
همه استیکها از کوبیدن سود میبرند، زیرا فیبرهای ماهیچهای که بیشتر گوشت را تشکیل میدهند میشکنند.
gay/queer-bashing
همجنسگرا/دگرباش
هر چه کارهای بیشتری انجام دهم تا این اتحادیه در مسیر درست قرار گیرد، بیشتر مورد انتقاد قرار میگیرم.
beating
كتك زدن
حمله
حمله کنند
jumping
پریدن
ضربه
توهین آمیز
mauling
ماولینگ
persecution
آزار و اذیت
beating up
کتک زدن
جنایت نفرت
thrashing
کوبیدن
thumping
شلاق زنی
whipping
داب زدن
drubbing
چسباندن
battering
قایم شدن
pasting
چکش زدن
hiding
شلاق زدن
pounding
کمربند بستن
hammering
دیوار زدن
lashing
برنزه کردن
belting
سیلی زدن
walloping
pummellingUK
tanning
پوسته پوسته شدن
flogging
بوفه زدن
slapping
کلوبگری
pummellingUK
زدن
flaying
آب انداختن
buffeting
clobbering
smacking
thwacking
retreat
عقب نشینی