contracting
contracting - قرارداد
N/A - N/A
UK :
US :
فاعل فاعل از قرارداد
کوتاهتر یا باریکتر یا عموماً کوچکتر شود
از نظر مقدار یا مقدار کوچکتر شود
ابتلا یا بیمار شدن با یک بیماری
برای انجام یک کار یا انجام کاری برای شما با کسی قرارداد قانونی ببندید
در زبان انگلیسی گفتاری، do اغلب به نباید منعقد می شود.
با سرد شدن، فلز منقبض شد.
رکود دوره ای است که اقتصاد در حال انقباض است.
Agricultural output has contracted by 2.3 percent.
تولیدات کشاورزی 2.3 درصد کاهش یافته است.
او در سفر به مالاریا مبتلا شد.
با شرکت ما برای ساخت سرپناه برای بی خانمان ها قرارداد بسته شد.
compression
فشرده سازی
squeezing
فشرده کننده
constriction
انقباض
compaction
منقبض کننده
constricting
متراکم شدن
condensation
اختصار
contraction
چلاندن، فشار دادن
compacting
تلسکوپی
condensing
تثبیت
تمرکز
telescoping
فشار دادن
consolidation
خرد کردن
محدود کردن
pressing
باریک شدن
crushing
تنگی
confining
خفه کردن
narrowing
کوچک شدن
tightness
تنگی مجرا
strangulation
سخت گیری
shrinking
گرفتگی
stenosis
فشار
stricture
خفگی
cramp
سفت شدن
تنگ شدن
choking
تنگنا
tightening
تنش
straitening
فشردن
bottleneck
tensing
clench
