contracting

base info - اطلاعات اولیه

contracting - قرارداد

N/A - N/A

kənˈtrækt

UK :

kənˈtrækt

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contracting] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • In spoken English, do not often contracts to don't.


    در زبان انگلیسی گفتاری، do اغلب به نباید منعقد می شود.

  • As it cooled, the metal contracted.


    با سرد شدن، فلز منقبض شد.

  • A recession is a period when the economy is contracting.


    رکود دوره ای است که اقتصاد در حال انقباض است.

  • Agricultural output has contracted by 2.3 percent.


    تولیدات کشاورزی 2.3 درصد کاهش یافته است.

  • He contracted malaria while he was travelling.


    او در سفر به مالاریا مبتلا شد.

  • Our company was contracted to build shelters for the homeless.


    با شرکت ما برای ساخت سرپناه برای بی خانمان ها قرارداد بسته شد.

synonyms - مترادف
  • compression


    فشرده سازی

  • squeezing


    فشرده کننده

  • constriction


    انقباض

  • compaction


    منقبض کننده

  • constricting


    متراکم شدن

  • condensation


    اختصار

  • contraction


    چلاندن، فشار دادن

  • compacting


    تلسکوپی

  • condensing


    تثبیت


  • تمرکز

  • telescoping


    فشار دادن

  • consolidation


    خرد کردن


  • محدود کردن

  • pressing


    باریک شدن

  • crushing


    تنگی

  • confining


    خفه کردن

  • narrowing


    کوچک شدن

  • tightness


    تنگی مجرا

  • strangulation


    سخت گیری

  • shrinking


    گرفتگی

  • stenosis


    فشار

  • stricture


    خفگی

  • cramp


    سفت شدن


  • تنگ شدن

  • choking


    تنگنا

  • tightening


    تنش

  • straitening


    فشردن

  • bottleneck


  • tensing


  • clench



antonyms - متضاد
  • decompression


    رفع فشار


  • گسترش

  • repose


    آرام گرفتن

  • leisure


    اوقات فراغت


  • سهولت

  • enlargement


    بزرگ شدن


  • افزایش دادن


  • رهایی

  • rarefaction


    کمیاب شدن

  • easing


    تسهیل

  • relaxation


    آرامش

  • releasing


    رها کردن

  • stretching


    کشش


  • آزادی


  • افتتاح

لغت پیشنهادی

canard

لغت پیشنهادی

cost

لغت پیشنهادی

area