assenting
base info - اطلاعات اولیه
assenting - موافقت
N/A - N/A
əˈsent
UK :
əˈsent
US :
family - خانواده
google image
synonyms
-
مترادف
agreeing
موافق
مثبت
affirmative
تاییدی
confirmatory
مطلوب ایالات متحده
favorableUS
مطلوب انگلستان
favourableUK
تایید کردن
approving
دلگرم کننده
encouraging
حمایت کننده
corroborative
تایید می کند
supportive
به صورت مثبت
concurring
اطمینان بخش
confirming
رضایت دادن
سازنده
reassuring
خوش بینانه
consenting
خوب
constructive
مفید
optimistic
مشتاق
productive
سودمند
با ارزش
تاثير گذار
enthusiastic
امیدوار کننده
beneficial
نشاط آور
جامد
روشن
hopeful
الهام بخش
uplifting
promising
inspiring
heartening
antonyms
-
متضاد
منفی
dissenting
مخالف
negating
نفی کردن
denying
انکار کردن
disagreeing
مخالفت کردن
disapproving
عدم تایید
conflicting
متناقض
contradictory
ناهمخوان
opposing
incongruous