adjudged
adjudged - قضاوت کرد
N/A - N/A
UK :
US :
نیم ساعت از بازی گذشته بود که پاترسون به دلیل خطای جکسون اعلام شد و از بازی اخراج شد.
دادگاه او را ورشکستگی تشخیص داد.
Fairbanks was adjudged the winner.
فیربنکس برنده اعلام شد.
یافت
determined
مشخص
judged
قضاوت کرد
adjudicated
مورد قضاوت قرار گرفت
declared
اعلام کرد
ruled
حکومت کرد
concluded
نتیجه گیری
held
برگزار شد
arbitrated
داوری شد
pronounced
تلفظ شده
counted
شمارش کرد
decided
تصمیم گرفت
تنظیم
decreed
حکم کرد
ruled on
ایالات متحده نهایی شد
finalizedUS
مشخص شده
specified
حل شد
resolved
تایید شده
confirmed
تعیین شده است
designated
منصوب شد
ordained
تجویز شده است
prescribed
مجاز ایالات متحده
authorizedUS
مستقر شد
settled on
انگلستان نهایی شد
finalisedUK
اختصاص داده
decided on
مجاز انگلستان
assigned
مستقر شده
authorisedUK
به تصمیم گیری در مورد
settled
موافق با
agreed to
deferred
به تعویق افتاد
hesitated
تردید کرد
ignored
نادیده گرفته شده است
ترک کرد
