alarmingly
alarmingly - نگران کننده
adverb - قید
UK :
US :
Prices have risen alarmingly.
قیمت ها به طرز نگران کننده ای افزایش یافته است.
به طور نگران کننده ای، حفره لایه اوزون امسال دو برابر شده است.
قیمت مسکن در چند سال گذشته به طرز نگران کننده ای افزایش یافته است.
painfully
دردناک
sadly
با ناراحتی
distressingly
ناراحت کننده
woefully
بدبختانه
agonisinglyUK
عذاب آور انگلستان
agonizinglyUS
عذاب آور ایالات متحده
متاسفانه
upsettingly
نگران کننده
worryingly
به طرز سردی
chillingly
به طرز وحشتناکی
disturbingly
به طرز دلخراشی
dreadfully
غیر قابل تحمل
excruciatingly
تاسف بار
harrowingly
به تلخی
insufferably
به وضوح
pitifully
بی رحمانه
bitterly
دلگیرانه
غم انگیز
cruelly
شرم آور
disconcertingly
بیش از حد
dolefully
به شدت
dolorously
سخت
embarrassingly
به ندرت
excessively
بی تسلی
grievously
به طور مشخص
ماتم زده
inconsolably
lugubriously
markedly
mournfully
blissfully
با سعادت
gladly
با خوشحالی
happily
joyfully
joyously