alarmingly

base info - اطلاعات اولیه

alarmingly - نگران کننده

adverb - قید

/əˈlɑːrmɪŋli/

UK :

/əˈlɑːmɪŋli/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [alarmingly] در گوگل
description - توضیح
  • in a way that causes worry or fear


    به گونه ای که باعث نگرانی یا ترس شود

example - مثال
  • Prices have risen alarmingly.


    قیمت ها به طرز نگران کننده ای افزایش یافته است.

  • Alarmingly, the hole in the ozone layer has doubled in size this year.


    به طور نگران کننده ای، حفره لایه اوزون امسال دو برابر شده است.

  • The cost of housing has risen alarmingly in the past few years.


    قیمت مسکن در چند سال گذشته به طرز نگران کننده ای افزایش یافته است.

synonyms - مترادف
  • painfully


    دردناک

  • sadly


    با ناراحتی

  • distressingly


    ناراحت کننده

  • woefully


    بدبختانه

  • agonisinglyUK


    عذاب آور انگلستان

  • agonizinglyUS


    عذاب آور ایالات متحده


  • متاسفانه

  • upsettingly


    نگران کننده

  • worryingly


    به طرز سردی

  • chillingly


    به طرز وحشتناکی

  • disturbingly


    به طرز دلخراشی

  • dreadfully


    غیر قابل تحمل

  • excruciatingly


    تاسف بار

  • harrowingly


    به تلخی

  • insufferably


    به وضوح

  • pitifully


    بی رحمانه

  • bitterly


    دلگیرانه


  • غم انگیز

  • cruelly


    شرم آور

  • disconcertingly


    بیش از حد

  • dolefully


    به شدت

  • dolorously


    سخت

  • embarrassingly


    به ندرت

  • excessively


    بی تسلی

  • grievously


    به طور مشخص


  • ماتم زده


  • inconsolably


  • lugubriously


  • markedly


  • mournfully


antonyms - متضاد
  • blissfully


    با سعادت

  • gladly


    با خوشحالی

  • happily


  • joyfully


  • joyously


لغت پیشنهادی

polishing

لغت پیشنهادی

artery

لغت پیشنهادی

afternoon