apologetically

base info - اطلاعات اولیه

apologetically - با عذرخواهی

adverb - قید

/əˌpɑːləˈdʒetɪkli/

UK :

/əˌpɒləˈdʒetɪkli/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [apologetically] در گوگل
description - توضیح
  • in a way that shows you feel sorry for having caused problems or unhappiness


    به گونه ای که نشان می دهد شما برای ایجاد مشکل یا ناراحتی متاسف هستید

example - مثال
  • ‘I'm sorry I'm late,’ he murmured apologetically.


    با عذرخواهی زمزمه کرد: «ببخشید که دیر آمدم.

  • She smiled apologetically.


    او با عذرخواهی لبخند زد.

  • The waiter apologetically asked if we could move to a different table.


    پیشخدمت با عذرخواهی پرسید که آیا می توانیم به میز دیگری برویم.

synonyms - مترادف
  • humbly


    فروتنانه

  • meekly


    متواضعانه

  • modestly


    مطیعانه

  • submissively


    با احترام

  • deferentially


    مفتضحانه

  • abjectly


    با تردید

  • diffidently


    پست

  • lowly


    به معنای

  • meanly


    به طرز خفنی

  • respectfully


    بی ادعا

  • sheepishly


    کلاه در دست

  • unassumingly


    ناشکوهانه


  • به طور مبهم

  • ingloriously


    به طور غیرمستقیم

  • obscurely


    ضعیف

  • obsequiously


    نوکرانه

  • poorly


    به سادگی

  • servilely


    زیردست


  • به حالت زانو زده

  • subserviently


    شرم آور


  • خودآگاه

  • on bended knee


    ناپسند

  • abashedly


    اساسا

  • self-consciously


    از نظر منفور

  • ignobly


    به صورت پلبی

  • lowlily


    معمولا

  • basely


    پایین تر

  • menially


  • plebeianly


  • commonly


  • inferiorly


antonyms - متضاد
  • arrogantly


    متکبرانه

  • audaciously


    با جسارت

  • boldly


    جسورانه

  • brashly


    بی پروا

  • brazenly


    با وقاحت

  • contemptuously


    تحقیرآمیز

  • haughtily


    با غرور

  • huffily


    با خنده

  • imperiously


    شاهانه

  • loftily


    عالی

  • pompously


    با شکوه

  • presumptuously


    مدعیانه

  • pretentiously


    با افتخار

  • pridefully


    با تمسخر

  • proudly


    خود مهم

  • scornfully


    به طور سطحی

  • self-importantly


    به طرز فحاشی

  • superciliously


    به طرز عجیبی

  • swaggeringly


  • uppishly


  • boastfully


لغت پیشنهادی

appetites

لغت پیشنهادی

interrelationship

لغت پیشنهادی

Berkshire