attractively
attractively - جذاب
adverb - قید
UK :
US :
اتاق بسیار جذاب چیده شده است.
attractively priced hotel rooms
اتاق های هتل با قیمت های جذاب
او همیشه بسیار جذاب لباس می پوشد.
خانه آنها به زیبایی تزئین شده است.
این منطقه تعداد زیادی اقامتگاه با قیمت های جذاب ارائه می دهد.
ما همیشه نیاز داریم که قیمت محصولات خود را جذاب کنیم.
nicely
به خوبی
delightfully
لذت بخش
pleasingly
خوشایند
pleasantly
موافق
agreeably
جذاب
charmingly
عالی
splendidly
دلپذیر
pleasurably
با خوشحالی
delectably
واکشی
felicitously
برنده
fetchingly
خوب
winningly
شنا کردن
مطلوب انگلستان
enjoyably
مطلوب ایالات متحده
swimmingly
مسحور کننده
favourablyUK
خوشمزه
favorablyUS
خوش طعم
enchantingly
شیرین
deliciously
خوش آمدید
gratifyingly
رضایت بخش
palatably
با شکوه
sweetly
رویایی
welcomely
زیبا
satisfyingly
دوستانه
gloriously
dreamily
prettily
amiably
بد
بیمار
unpleasantly
ناخوشایند
به طور ناقص
deficiently
به طور ناسازگاری
disagreeably
بی ادبانه
discourteously
به طور ناکافی
inadequately
بی ملاحظه
inconsiderately
به اندازه کافی
insufficiently
غیر قابل تحمل
intolerably
ضعیف
poorly
بی فکر
thoughtlessly
غیر قابل قبول
unacceptably
نامطلوب
unsatisfactorily
غیرجذاب
unattractively
نادرست
incorrectly
اشتباه
mistakenly
متاسفانه
ناموفق
unsuccessfully
به اشتباه
wrongly
تا درگیر شوند
