auctioned

base info - اطلاعات اولیه

auctioned - به حراج گذاشته شده است

N/A - N/A

ˈɑːk.ʃən

UK :

ˈɔːk.ʃən

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [auctioned] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • The stamps will be auctioned tomorrow.


    تمبرها فردا به حراج گذاشته می شود.

  • The family is auctioning (off) its art collection.


    این خانواده مجموعه آثار هنری خود را به حراج می گذارند.

synonyms - مترادف
  • sold


    فروخته شد

  • traded


    معامله شد

  • trafficked


    قاچاق شده است

  • resold


    دوباره فروخته شد

  • vended


    مبادله شد

  • exchanged


    جابجا شد

  • shifted


    ریخته شده است

  • dumped


    تخلیه شده است

  • unloaded


    به حراج گذاشته شد

  • auctioned off


    قرار دادن


  • برای فروش گذاشته شود


  • به فروش گذاشته شود


  • مبادله شده

  • bartered


    شلاق خورده

  • flogged


    اسکالپ شده

  • scalped


    بیرون انداخته شده

  • disposed


    به فروش رسید

  • upsold


    دفع

  • disposed of


    برگرداند

  • turned over


    برای فروش ارائه شده است

  • offered for sale


    مردم را متقاعد به خرید کرد

  • persuaded people to buy


    معامله می شود

  • traded in


    معامله را بست

  • closed the deal


    معامله را منعقد کرد

  • clinched the deal


    خلاص شد

  • gotten rid of


    به صورت جزئی داد

  • got rid of


    به صورت جزئی داده می شود

  • gave in part-exchange


    به بازار عرضه شد

  • given in part-exchange


    دستفروشی کرد

  • marketed


  • peddled


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

index

لغت پیشنهادی

teen

لغت پیشنهادی

uncontrollable