bribed
bribed - رشوه داده شده
N/A - N/A
UK :
US :
influenced
تحت تأثیر قرار گرفت
convinced
متقاعد
manipulated
دستکاری شده است
persuaded
متقاعد شد
inveigled
مستور
tempted
وسوسه شده
urged
اصرار کرد
beguiled
فریب خورد
brainwashed
شستشوی مغزی شده
coaxed
متمم
coerced
مجبور شد
controlled
کنترل شده است
directed
جهت دار
exploited
مورد بهره برداری قرار گرفت
finagled
finagled
jockeyed
شوخی کرد
played
بازی کرد
steered
هدایت می شود
swayed
تاب خورد
compelled
مجبور
counseledUS
مشاوره ایالات متحده
counselledUK
counselledUK
dragooned
اژدها شده
enticed
فریفته
impelled
رانده شده است
intimidated
مرعوب شده
lured
فریب خورده
worked
کار کرد
wrought
ساخته شده است
leaned on
تکیه داد
pressurizedUS
تحت فشار ایالات متحده
confused
سردرگم
abashed
شرمنده
addled
اضافه شده
baffled
سردرگم، گیج، مات مبهوت
bamboozled
بامزه شده
beclouded
ابری شده
bedeviledUS
bedeviledUS
bedevilledUK
bedevilledUK
befuddled
گیج شده
bemused
مبهوت
bewildered
تار شده
blurred
ابری
clouded
به هم ریخته
cluttered
مات و مبهوت
confounded
آمریکا تضعیف شده
dazed
متلاشی شده
demoralizedUS
نگران
discombobulated
تخفیف خورده است
disconcerted
دلسرد
discountenanced
سرگردان
discouraged
منصرف شد
disoriented
پریشان
dissuaded
متحیر شده
distracted
فلومکس شده
fazed
متلاطم
flummoxed
مه گرفته
flustered
ناامید شده
fogged
نازک کرد
frustrated
گمراه
fuddled
led astray