demonstrably

base info - اطلاعات اولیه

demonstrably - قابل اثبات

adverb - قید

/dɪˈmɑːnstrəbli/

UK :

/dɪˈmɒnstrəbli/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [demonstrably] در گوگل
description - توضیح
  • in a way that can be proved


    به نحوی که قابل اثبات باشد

example - مثال
  • demonstrably unfair


    آشکارا ناعادلانه

  • That's demonstrably untrue!


    این کاملاً نادرست است!

  • The Arctic regions of North America, Europe, and much of Russia are all becoming demonstrably warmer.


    نواحی قطب شمال آمریکای شمالی، اروپا و بیشتر روسیه همگی به طرز آشکاری گرمتر می شوند.

synonyms - مترادف
  • attestably


    به وضوح

  • provably


    قابل اثبات

  • empirically


    به صورت تجربی

  • verifiably


    قابل تایید

  • supportably


    قابل پشتیبانی

  • confirmably


    پایدار

  • sustainably


    قابل تشخیص

  • discernibly


    قابل مشاهده

  • observably


    از قرار معلوم، مشخصا

  • evidently


    به طور محسوس

  • perceptibly


    قابل ملاحظه ای

  • noticeably


    به طور مشخص


  • قابل لمس

  • palpably


    به طور آشکار

  • evincibly


    به طور قابل مشاهده


  • ظاهرا

  • plainly


    بدون تردید

  • visibly


    آشکارا

  • patently


    شفاف


  • مجزا

  • unmistakably


    قابل درک

  • manifestly


    غیر قابل انکار

  • transparently


    به طرز قابل توجهی

  • conspicuously


    قطعا

  • distinctly


    به طور غیر قابل بحث

  • perceivably


    بدیهی است

  • undeniably


  • strikingly



  • incontrovertibly


  • self-evidently


antonyms - متضاد
  • questionably


    سوال برانگیز

  • suspiciously


    به طرز مشکوکی

  • doubtfully


    با شک

  • dubiously


    به طور نامحدود

  • indefinitely


    به طور نامشخص

  • indistinctly


    به طور مبهم

  • vaguely


    بدبینانه انگلستان

  • scepticallyUK


    با شک ایالات متحده

  • skepticallyUS


لغت پیشنهادی

backfire

لغت پیشنهادی

collar

لغت پیشنهادی

reflex