embodied

base info - اطلاعات اولیه

embodied - تجسم

N/A - N/A

ɪmˈbɑː.di

UK :

ɪmˈbɒd.i

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [embodied] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • She embodied good sportsmanship on the playing field.


    او اخلاق ورزشی خوبی را در زمین بازی به نمایش گذاشت.

  • Kennett embodied in one man an unusual range of science music and religion.


    کنت طیفی غیرعادی از علم، موسیقی و مذهب را در یک مرد مجسم کرد.

synonyms - مترادف
  • shown


    نشان داده شده

  • depicted


    به تصویر کشیده شده است

  • characterizedUS


    مشخص ایالات متحده

  • described


    شرح داده شده


  • دقیق

  • exhibited


    به نمایش گذاشته


  • عکسی از

  • illustrated


    نشان داده شده است

  • modeledUS


    US Modeled

  • modelledUK


    مدل UK

  • outlined


    مشخص شده است

  • portrayed


    به تصویر کشیده

  • presented


    ارایه شده

  • reflected


    منعکس شده است

  • represented


    نمایندگی

  • delineated


    ترسیم شده است

  • epitomizedUS


    تجسم ایالات متحده

  • exemplified


    مثال زد

  • mirrored


    آینه شده

  • pictured


    تصویر شده است

  • characterisedUK


    مشخص شده انگلستان

  • epitomisedUK


    مظهر بریتانیا

  • illuminated


    روشن شده

  • symbolisedUK


    نماد انگلستان

  • symbolizedUS


    نماد ایالات متحده

  • mimicked


    تقلید کرد

  • rendered


    ارائه شده است

  • personified


    شخصيت يافته

  • manifested


    آشکار شد

  • incarnated


    مجسم شده

  • expressed


    بیان

antonyms - متضاد
  • distorted


    تحریف شده است

  • misrepresented


    اشتباه ارائه شده است

  • misconstrued


    سوء تعبیر شده است

  • perverted


    منحرف شده

  • altered


    تغییر یافته است

  • contorted


    جعل شده است

  • falsified


    درهم ریخته

  • garbled


    تاب خورده

  • misinterpreted


  • warped


لغت پیشنهادی

madman

لغت پیشنهادی

reap

لغت پیشنهادی

anemometer