naively
naively - ساده لوحانه
adverb - قید
UK :
US :
ساده لوحانه تصور می کردم که برای کار به من دستمزد می دهند.
آنها ساده لوحانه معتقدند که فناوری پاسخ همه چیز است.
naively painted flowers
گل های ساده رنگی شده
ساده لوحانه باور کردم که راست می گوید.
ساده لوحانه فکر می کردم که مجبور نیستم خیلی سخت کار کنم.
stupidly
احمقانه
foolishly
بی احتیاط
idiotically
به طور مبهم
imprudently
نابخردانه
obtusely
زودباورانه
unwisely
به طرز غیرمنتظره ای
credulously
به طرز احمقانه ای
injudiciously
کوته فکرانه
fatuously
غیر واقعی
sillily
بیهوده
short-sightedly
با محبت
unrealistically
عجولانه
vainly
بی معنی
fondly
بی فکر
ill-advisedly
بدون توجه
rashly
غیر سیاسی
senselessly
بی قضاوت
indiscreetly
غیر مسئولانه
incautiously
به طور غیر هوشمند
thoughtlessly
به اشتباه
carelessly
بی پروا
impolitically
غیر منطقی
ill-judgedly
بدون فکر
irresponsibly
unintelligently
misguidedly
recklessly
foolhardily
witlessly
unreasonably
unthinkingly
cleverly
هوشمندانه
