avowedly

base info - اطلاعات اولیه

avowedly - آشکارا

adverb - قید

/əˈvaʊɪdli/

UK :

/əˈvaʊɪdli/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [avowedly] در گوگل
description - توضیح
  • in a way that is stated publicly


    به گونه ای که به صورت عمومی بیان می شود

example - مثال
  • The group was avowedly Marxist.


    این گروه آشکارا مارکسیست بود.

  • an avowedly feminist author


    یک نویسنده آشکارا فمینیست

  • They have avowedly lofty motives.


    آنها آشکارا انگیزه های بلندی دارند.

synonyms - مترادف
  • supposedly


    ظاهرا


  • به ظاهر

  • ostensibly


    فرضا

  • seemingly


    احتمالا

  • allegedly


    از قرار معلوم، مشخصا

  • putatively


    به صورت ظاهری

  • presumably


    گزارش شده است

  • professedly


    بالفرض

  • purportedly


    از نظر تئوری

  • evidently


    شاید

  • ostensively


    قابل باور

  • reportedly


    روی سطح

  • hypothetically


    با همه حساب ها

  • theoretically


    در یک حدس


  • گفته می شود

  • believably


    ادعا شده است

  • supposably


    قرار است باشد


  • ادعا کرد

  • by all accounts


    اظهار داشت که هست


  • مشهور

  • said to be


    از نظر ظاهری

  • purported to be


    سرتاسر


  • به طور خاص

  • claimed to be


  • professed to be


  • presumedly


  • assumedly


  • reputedly


  • outwardly


  • superficially


  • speciously


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

mailers

لغت پیشنهادی

Belgium

لغت پیشنهادی

trout