avowedly
base info - اطلاعات اولیه
avowedly - آشکارا
adverb - قید
/əˈvaʊɪdli/
UK :
/əˈvaʊɪdli/
US :
family - خانواده
google image
synonyms
-
مترادف
supposedly
ظاهرا
به ظاهر
ostensibly
فرضا
seemingly
احتمالا
allegedly
از قرار معلوم، مشخصا
putatively
به صورت ظاهری
presumably
گزارش شده است
professedly
بالفرض
purportedly
از نظر تئوری
evidently
شاید
ostensively
قابل باور
reportedly
روی سطح
hypothetically
با همه حساب ها
theoretically
در یک حدس
گفته می شود
believably
ادعا شده است
supposably
قرار است باشد
ادعا کرد
اظهار داشت که هست
مشهور
از نظر ظاهری
سرتاسر
به طور خاص
presumedly
assumedly
reputedly
outwardly
superficially
speciously