planting
planting - کاشتن
noun - اسم
UK :
US :
شورای درختی درختکاری را ترویج می کند.
این بوته ها کاشت نسبتاً جدید هستند.
باران شدید کاشت را در بخش هایی از ایندیانا به تاخیر انداخت.
کاشت درخت بسیار ساده به نظر می رسد، اما تأثیر آن عمیق است.
sowing
کاشت
seeding
بذر دهی
scattering
پراکندگی
transplanting
پیوند زدن
drilling
حفاری
farming
کشاورزی
implanting
ریشه یابی
ingraining
دفن کردن
burying
ملافه
bedding
ریشه زایی
enrooting
کاشت مجدد
replanting
بذرکاری مجدد
reseeding
پوشش
covering
در حال رشد
زمین زدن
pitching
گلدان
potting
بالا بردن
raising
قرار دادن در
putting in
رختخواب بیرون
bedding out
تنظیم
بذر انداختن
seeding down
گذاشتن در زمین
pulling
کشیدن
removing
حذف کردن
plucking
کندن
uprooting
ریشه کن کردن
picking
چیدن
twisting
پیچش
unearthing
کشف کردن
ripping
پاره کردن
extracting
استخراج کردن
weeding
علف های هرز
pulling out
بیرون کشیدن
prising
جایزه
prizing
عقب نشینی
withdrawing
آچار زدن
wrenching
کشتی گرفتن
wresting
پرش کردن
yanking
فشار دادن
wringing
جایزه دادن
فضول کردن
plucking out
بیرون بردن
prizing out
آچار کردن
prying out
rooting out
taking out
tearing out
wrenching out