predated
predated - پیش از این
N/A - N/A
UK :
US :
این غار نگارهها قبل از سایر نقاشیهای شناخته شده هستند.
برخی از گونه های خفاش از پستانداران کوچک پیشی می گیرند.
پوسوم ها در بچه پرندگان و تخم ها قدمت خواهند داشت.
forewent
جلو رفت
foregone
از دست رفته
anteceded
پیش از آن
preceded
قبل از
antedated
قدیمی
preexisted
از قبل وجود داشته است
foreran
پیشین
forerun
forerun
foreshadowed
پیش بینی کرد
anticipated
پیش بینی شده است
paced
با سرعت
harbingered
منادی
presaged
پیش بینی شده
ushered
آغاز شد
heralded
خبر داد
pioneered
پیشگام شد
went before
قبل رفت
gone before
قبلا رفته
came before
قبل آمد
بیا قبل
came first
اول آمد
اول بیا
headed up
به سمت بالا
rang in
زنگ زد
rung in
راه را هموار ساخته
اولویت داشت
took precedence
اولویت گرفته شده است
taken precedence
جلوتر دوید
ran ahead
فرار کن
قبلا وجود داشته است
existed before
followed
دنبال کرد
postdated
پس از تاریخ
succeeded
موفق شد
ended
به پایان رسید
finished
تمام شده
obeyed
اطاعت کرد
