provoking

base info - اطلاعات اولیه

provoking - تحریک کننده

N/A - N/A

https://dictionary.cambridge.orgN/A

UK :

https://dictionary.cambridge.orgN/A

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [provoking] در گوگل
description - توضیح
  • making someone feel annoyed, sometimes intentionally


    ایجاد احساس آزار در کسی، گاهی عمدا

example - مثال
  • Tom thought smoking was a most provoking habit.


    تام فکر می کرد سیگار کشیدن یک عادت تحریک کننده است.

  • To a warmonger, there is nothing so provoking as the threat of peace.


    برای یک جنگ طلب، هیچ چیز به اندازه تهدید صلح تحریک کننده نیست.

synonyms - مترادف
  • provocative


    محرک

  • instigative


    تحریک کننده


  • هیجان انگیز

  • stimulating


    عصبی

  • instigating


    تحریک کردن

  • inciting


    متهم

  • edgy


    هم زدن

  • piquing


    برانگیختن

  • charged


    الهام بخش

  • stirring


    در حال حرکت

  • rousing


    دلگرم کننده

  • inspirational


    ایجاد انگیزه

  • moving


    موثر

  • arousing


    عاطفی

  • encouraging


    لمس کردن

  • motivating


    گرفتن

  • inspiring


    انگیزشی

  • influential


    متقاعد کننده


  • جالب هست

  • touching


    گالوانیزه کردن ایالات متحده

  • gripping


    طراوت بخش

  • motivational


    معنی دار

  • persuasive


    گالوانیزه انگلستان


  • galvanizingUS


  • stimulative


  • impelling


  • refreshing


  • affective


  • meaningful


  • galvanisingUK


antonyms - متضاد
  • noninflammatory


    غیر التهابی

  • soothing


    آرامش بخش

  • pleasing


    خوش

  • calming


    فرو نشاندن

  • comforting


    دلپذیر

  • pleasant


    قابل قبول

  • agreeable


    اطمینان بخش

  • reassuring


    مفید


  • لذت بخش

  • delightful


    ساکت کننده

  • quieting


    خوشحال


  • دلگرم کننده

  • encouraging


    کمک کردن

  • aiding


    آشتی جویانه

  • assisting


    تشویق کردن

  • relaxing


    رضایت بخش

  • placatory


    فوق العاده

  • conciliatory


    مزاحم

  • cheering


    صلح آمیز

  • satisfying


    ساکت


  • آرام

  • untroubling


    آسان

  • peaceful


    راحت


  • خوب

  • tranquil


    خوشحالی


  • تسکین دهنده


  • نرم کننده


  • auspicious


  • assuaging


  • mollifying


لغت پیشنهادی

ship

لغت پیشنهادی

penny

لغت پیشنهادی

feminist