rebuttal
rebuttal - رد
noun - اسم
UK :
US :
این اتهامات با رد محکمی مواجه شد.
او نقطه به نقطه اتهامات شرکت را رد کرد.
او رد اتهامات را صادر کرد.
او می گوید که در حال آماده سازی یک ردیه نقطه به نقطه است که به این مسائل رسیدگی خواهد کرد.
confutation
سردرگمی
refutation
رد
disproof
رد کردن
negation
نفی
counterstatement
ضد بیانیه
invalidation
باطل شدن
contradiction
تناقض
countering
مقابله کردن
disconfirmation
عدم تایید
disproving
رد کننده
rebutter
تسلیم شدن
surrejoinder
ضد اتهام
counteraccusation
ضد استدلال
counterargument
هزینه متقابل
countercharge
ادعای متقابل
counterclaim
دفاع بریتانیا
defenceUK
دفاع آمریکا
defenseUS
انکار
denial
متقاعد کننده
disproval
همانند سازی
rejoinder
سوررباتر
replication
پاسخ
surrebutter
ضد حمله
واکنش
پیشخوان
counter-argument
توجیه
counterattack
vindication
justification
substantiation
اثبات
confirmation
تائیدیه
شواهد و مدارک
تایید
corroboration
اعتبار سنجی
validation
احراز هویت
verification
توجیه
authentication
حمایت کردن
vindication
تصدیق
تصویب
attestation
مستندات
وصیت نامه
documentation
گواهی
testament
شهادت
testimonial
endorsement
affirmation
