scribbled

base info - اطلاعات اولیه

scribbled - خط خطی شده

N/A - N/A

ˈskrɪb.əl

UK :

ˈskrɪb.əl

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [scribbled] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • The baby's just scribbled all over my new dictionary!


    کودک فقط در سراسر فرهنگ لغت جدید من خط خورده است!

  • I'll just scribble Dad a note/scribble a note to Dad to say we're going out.


    من فقط یک یادداشت به بابا می نویسم/یک یادداشت برای بابا می نویسم تا بگویم ما داریم بیرون می رویم.

synonyms - مترادف
  • illegible


    ناخوانا

  • indecipherable


    غیرقابل کشف

  • unreadable


    خط خورده

  • scrawled


    غیر قابل درک

  • incomprehensible


    نامرتب

  • untidy


    عجله کرد

  • hurried


    خط دار

  • jotted


    خرچنگ

  • dashed off


    تنگ

  • crabbed


    خمیده

  • cramped


    نامفهوم

  • squiggly


    غیرقابل رمزگشایی

  • unintelligible


    سخت خواندن

  • undecipherable


    هیروگلیف


  • نامشخص

  • hieroglyphic


    لرزان

  • indistinct


    مبهم

  • shaky


    غیر واضح

  • obscure


    laboredUS

  • unclear


    در انگلستان کار کرد

  • laboredUS


    سخت تشخیص دادن

  • labouredUK


    خواندن دشوار است


  • نیشگون گرفته


  • بد

  • pinched


    عنکبوتی

  • bad


    کم اهمیت

  • spidery


    از هوش رفتن

  • unfathomable


    کاکوگرافی


  • faint


  • cacographic


antonyms - متضاد
  • neat


    مرتب

  • legible


    قابل خواندن است


  • روشن

  • decipherable


    قابل رمزگشایی

  • readable


    قابل خواندن

  • bold


    پررنگ


  • تمیز


  • نمایشگاه

  • intelligible


    قابل فهم

  • comprehensible


    قابل درک

  • understandable


    منسجم

  • apprehensible


    متمایز

  • comprehendible


    قابل بررسی

  • coherent


    قابل چنگ زدن

  • fathomable


    جلگه


  • با دقت نوشته شده است

  • scrutable


    به راحتی رمزگشایی می شود

  • graspable


    به راحتی بخوانید

  • plain


    آسان برای خواندن

  • carefully written


    جاری شدن

  • easily deciphered


    شفاف



  • flowing


  • lucid


لغت پیشنهادی

bestrew

لغت پیشنهادی

biannual

لغت پیشنهادی

robust