awarded

base info - اطلاعات اولیه

awarded - اعطا شد

N/A - N/A

əˈwɔːrd

UK :

əˈwɔːd

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [awarded] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • Carlos was awarded first prize in the essay competition.


    کارلوس در مسابقه مقاله نویسی جایزه اول را دریافت کرد.

  • The jury awarded libel damages of £100,000.


    هیئت منصفه 100000 پوند غرامت برای افترا صادر کرد.

  • The university has awarded her a $500 travel grant.


    دانشگاه به او کمک هزینه سفر 500 دلاری اعطا کرده است.

synonyms - مترادف
  • created


    ایجاد شده

  • conferred


    اعطا شد

  • accorded


    موافقت کرد

  • bestowed


    اعطا شده

  • granted


    منصوب

  • appointed


    تعیین شده است

  • designated


    تحت عنوان

  • named


    نامزد شد

  • nominated


    اختصاص داده شده است

  • allotted


    ارایه شده

  • presented


    تضمین شده است

  • vouchsafed


    داده شده است

  • offered


    با استعداد

  • imparted


    وصیت کرده است


  • توزیع شده است

  • bequeathed


    ارائه شده است

  • dispensed


    وقف شده با

  • provided


    تحت درمان

  • endowed with


    سپرده شده است

  • proffered


    اختصاص داده

  • treated


    بکوث

  • entrusted


    داد

  • rendered


    با

  • assigned


    نشان داد

  • bequoth


    داده شده

  • gave


    وصیت کند

  • acted with


    نشان داده شده

  • showed



  • bequethen


  • shown


antonyms - متضاد
  • revoked


    لغو شد

  • denied


    تکذیب کرد

  • refused


    رد

  • demoted


    تنزل رتبه

  • lowered


    پایین آورد

  • vetoed


    وتو کرد

  • annulled


    باطل شد

  • canceledUS


    لغو ایالات متحده

  • cancelledUK


    حذف شد

  • dismissed


    نفی کرد

  • expunged


    نکس شده

  • invalidated


    حذف شده

  • negated


    انصراف داد

  • nixed


    پس گرفته شد

  • nullified


    معکوس شد

  • quashed


    غیر مجاز

  • removed


    مورد تایید قرار نگرفت

  • renounced


    مخالف

  • repealed


    اجتناب کرد

  • rescinded


  • retracted


  • reversed


  • voided


  • disallowed


  • disapproved


  • opposed


  • shunned


لغت پیشنهادی

outbreak

لغت پیشنهادی

nicknamed

لغت پیشنهادی

angioplasty