autistic

base info - اطلاعات اولیه

autistic - اوتیسم

adjective - صفت

/ɔːˈtɪstɪk/

UK :

/ɔːˈtɪstɪk/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [autistic] در گوگل
description - توضیح
  • affected by or relating to the condition of autism, which affects the development of social and communication skills and can affect behaviour


    تحت تأثیر یا مربوط به وضعیت اوتیسم، که بر رشد مهارت های اجتماعی و ارتباطی تأثیر می گذارد و می تواند بر رفتار تأثیر بگذارد.

example - مثال
  • autistic children/traits


    کودکان اوتیستیک/ویژگی ها

  • Our son is autistic.


    پسر ما اوتیستیک است.

  • One child in 5,000 is autistic.


    از هر 5000 کودک یک کودک اوتیستیک است.

  • The story is told from the viewpoint of an autistic child.


    داستان از دیدگاه یک کودک اوتیستیک روایت می شود.

  • She was diagnosed as autistic at 18 months.


    او در 18 ماهگی اوتیسم تشخیص داده شد.

synonyms - مترادف
  • autist


    اوتیست

  • autie


    اوتی

antonyms - متضاد
  • allist


    متحد

  • neurotypical


    عصبی

  • NT


    NT

لغت پیشنهادی

kelly

لغت پیشنهادی

roundtable

لغت پیشنهادی

advice